English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English Persian
electrostatic repulsion دفع الکترواستاتیکی
Other Matches
repulsion دفع
repulsion عقب راندن
repulsion دفع کردن
repulsion رد
repulsion دشمنی
repulsion عقب زنی تنقر
repulsion عدم پذیرش
repulsion of charges نیروی دافعه بارها
repulsion motor موتور پولزیون
repulsion force نیروی دافعه
magnetic repulsion رپولزیون مغناطیسی
magnetic repulsion وازنش مغناطیسی
magnetic repulsion دافعه مغناطیسی
electromagnetic repulsion دافعه الکترومغناطیسی
coulomb repulsion دفع کولنی
capillary repulsion دافعه شعریه
repulsion of magnets نیروی دافعه مغناطیسها
repulsion induction motor موتور القائی- دفعی
repulsion start induction motor موتور القائی با راه اندازدفعی
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
electrostatic الکترواستاتیکی
electrostatic مین شکل حرف و...و استفاده از جوهر با بار مخالف که در صورت ... به کاغذ می چسبد
electrostatic محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
electrostatic الکتروستاتیک
electrostatic printer چاپگر الکترواستاتیکی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
electrostatic storage انباره الکترواستاتیکی
electrostatic system دستگاه الکتروستاتیکی
electrostatic unit واحد الکترواستاتیک
electrostatic voltmeter ولتمتر الکترواستاتیکی
electrostatic charge بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
electrostatic plotter رسام الکترواستاتیکی
electrostatic microscope میکروسکپ الکتروستاتیکی
electrostatic force نیروی الکتروستاتیکی
electrostatic focusing تمرکز الکتروستاتیکی
electrostatic field میدان الکتروستاتیکی
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
electrostatic deflection خمش الکتروستاتیکی
electrostatic capacity فرفیت الکترواستاتیک
electrostatic capacitive فرفیت الکتروستاتیکی
electrostatic attraction جاذبه الکترواستاتیکی
electrostatic galvanometer گالوانومتر الکتروستاتیکی
electrostatic machine ماشین الکتروستاتیکی
electrostatic lens عدسی الکتروستاتیکی
electrostatic interaction برهم کنش الکترواستاتیکی
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
electrostatic induction القای الکتروستاتیکی
electrostatic grid شبکه فرمان الکتروستاتیکی
electrostatic generator مولد الکتروستاتیکی
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
law of electrostatic attraction قانون جاذبه الکترواستاتیکی
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electrostatic crystal field theory نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com