English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (7 milliseconds)
English Persian
elementary gate دریچه مقدماتی
elementary gate دریچه ابتدایی
Other Matches
elementary مشابه
elementary مقدماتی پایهای
elementary اولیه
elementary بنیادی
elementary اغازی
elementary مقدماتی
elementary ابتدایی
elementary اصلی
elementary reaction جزء واکنش
elementary particles ذرات بنیادی
elementary particle ذره بنیادی
elementary item قلم مقدماتی
elementary function تابع ابتدایی
elementary diagram نمودار ابتدایی
elementary cell پیل اولیه
elementary education اموزش ابتدایی
elementary charge بار بنیادی [فیزیک]
elementary school دبستان
elementary schools دبستان
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
elementary algebra جبر مقدماتی [ریاضی]
elementary arithmetic چهار عمل اصلی [ریاضی]
elementary fire ball اتشگوی اغازین
and gate مدار AND
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
down gate راهگاه پایین دست
not or gate دریچه نا- یا
not gate دریچه نقیض
or gate دریچه یا
take out gate دریچه ابگیر ابیاری
not gate دریچه نا
not and gate دریچه نا- و
nor gate دریچه نایا
nor gate دریچه نقیض یا
or gate دریچه OR
saw gate چارچوب اره
Gate ورودی به باند
and gate دریچه و
gate مدخل
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate راه تغذیه لشعلث
gate گیت
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate دریچه
gate فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate دروازه شروع اسکی
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate دروازه
gate وسایل ورود ورودیه
gate سوزن اتصال به یک FET
gate در بزرگ
gate مدخل دریجه سد
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
nand gate دریچه نقیض و
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
roller gate دریچه غلطان
pouring gate دریچه ریزش
logic gate دروازه منطقی
majority gate دریجه اکثریت
railroad gate درب ورودی راه اهن
nonequality gate دریچه نابرابری
nand gate دریچه ناو
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
pouring gate تغذیه قالب
sluice gate ابگیره
head gate دریچه فوقانی کانال
ring gate دهانهحلقوی
spillway gate درخروجآبسطحسد
upper gate دروازهبالایی
wicket gate دهانهدریچه
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
lower gate دروازهپائینی
gate-leg پایهدروازهایشکل
sluice gate اب بند
sluice gate دریچه
starting gate دروازه شروع
tainter gate دریچه قطائی
tainter gate دریچه لولادار
threshold gate دریچه استانهای
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
xor gate دریچه یای ضمنی
lich-gate راهرو سرپوشیده
bifurcation gate دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
equivalence gate دریچه معادل
exclusive nor gate دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate دریچه یای انحصاری
exclusive or gate دریچه یای انحصاری
flap gate دریچه یک طرفه
flood gate ابگیره
flood gate بندسیلگیر
flood gate سد دریچهای
gate crasher میهمان ناخوانده
equivalence gate دریچه هم ارزی
equality gate برابر سازی
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate لامپ پیام گذار
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
check gate دریچه تنظیم
complement gate دریچه متمم ساز
cow gate چراگاه گاو
discharge gate دریچه تخلیه
gate keeper دروازه بان
color gate دریچه پیام رنگی
equal gate دریچه برابری
gate electrode الکترود دریچهای
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
head gate دریچه بالادست سد
inclusive or gate دریچه یای شامل
indicator gate دریچه شاخص
gate money پولبلیطورودیه
lich gate راهرو
gate valve شیر کشویی
gate valve شیر قطع جریان
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate leaf بدنه دریچه سد
gate tube لامپ دریچهای
gate meeting انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate transition شیر فلکه تبدیل
master gate valve مدخلدریچهاصلی
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
jet flow gate فشاراین دریچه زیاداست
gate-leg table میزپایهدروازهای
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
jet flow gate دریچه با سرلوله
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
mitre gate recess دریچهتنفسشمار
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com