English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (10 milliseconds)
English Persian
elf lock موی درهم برهم
elf lock زلف ژولیده
elf lock گیس جنی
Search result with all words
lock طره گیسو
lock دسته پشم
lock قفل چخماق تفنگ
lock چفت و بست مانع
lock سد متحرک
lock سدبالابر چشمه پل
lock محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock بغل گرفتن
lock راکدگذاردن
lock قفل شدن
lock بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock چفت
lock قفل گلنگدن
lock چفت شدن
lock قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock قفل
lock محکم نگهداشتن
lock قفل کردن بستن قفل
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock قفل کردن
mortise lock قفل و بست
combination lock قفل حروفی
letter lock قفل حروفی
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
air lock راهروی فشار
air lock اطاقک فشارهواپیما
air lock دریچه هوابند
air lock caisson صندوقه تحت فشار
ankle lock فیتیله پیچ
bail lock قفل قرقره ماهیگیری
caps lock key کلید Lock Caps
check lock ساعت امتحان کننده
check lock مهره پشت گیر
control lock وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
cylinder lock قفل میلهای
dead lock وقفه
dead lock کوچه بن بست
dead lock اشکال
dead lock گیر کردن گیر
dead lock مانع
die lock گیره حدیده
door lock قفل در
door lock کلید خانه
door lock قفل
double lock دوبارکلیدگردانیدن در
firing lock قفل اتش
flint lock تفنگ
flint lock چخماقی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
hydraulic lock قفل هیدرولیکی
ignition lock قفل موتور
keep under lock and key مهر و موم کردن
light lock درب نوربند
light lock نوربند
lock away درجای قفل شده نگه داشتن
lock chain زنجیربرای بستن چرخ
lock code رمز قفل
lock forward هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
lock hospital بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
lock in از بیرون در را روی کسی بستن
lock in base tube لامپ قفلی
lock nut مهره قفلی
lock nut مهره پشت گیر
lock on باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock on قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock option اختیار کاربرد قفل
lock out حبس کردن
lock out تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock out درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock out تعطیل کارخانه
lock out بسته شدن کارخانه
lock out قفل کردن
lock out حبس کردن تحریم کردن
lock spit شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
lock spring قاب ساعت فنری
lock step محدود
lock step گیردار
lock step غیر قابل انعطاف
lock torque قفل پیچش
lock up زیر قفل نگه داشتن
lock up در محلی محصور کردن
lock up حبس کردن
lock up بازداشتگاه
lock up حبس
lock up توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock up وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock washer واشر پشت گیر
lock washer واشر قفلی
lock with wooden bolt کلیدان
mortise dead lock قفل توکار
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
net lock سیم بند چهارراه
net lock قفل چهارراه
num lock key کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
num lock key کلید Lock Num
outside hook and overan lock لنگ تندر
Other Matches
to lock somebody [yourself] out [of something] در را روی [خود] کسی قفل کردن [و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock up <idiom> اطمینال کامل از موفقیت
to lock out نگاه داشتن
to lock out پشت در
to lock off جدا کردن
pollack or lock یکجور ماهی روغن
putlog or lock تیر افقی
putlog or lock چوب بست
putlog or lock زیرتختهای
percussion lock ماشه تفنگ
lock-chamber منفذقفل
puzzle lock قفل رمزی
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
rim lock سیم بند دو راه
column lock قفلپایه
cycle lock قفلدوچرخه
drawbar lock قفلمیلهکشنده
equipment lock قفلتجهیزات
key lock قفلرمزی
lock dial تنظیمقفل
lock rail ریلقفلشده
lock ring حلقهقفل
switch lock دکمهقفل
swivel lock قفلچرخان
tape lock قفلنوار
tubular lock قفلمیلهای
canal lock سرمتحرککانال
lock switch کلیدقفل
rim lock قفل دو راه
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock ضامن اسلحه
safety lock قفل ضامن
safety lock چفت ضامن سلاح
scalp lock کاکل
time lock قفل ساعتی
time lock گاه قفل
two bolt lock قفل دو زبانه
under lock and key زیر قفل
vapor lock قطع کامل جریان سیال
arm lock قفلبازو
lock-up garage صندوقامانات
horizontal motion lock دستهتنظیمافقی
lock, stock, and barrel با همه چیز
Luer-Lock tip نوکلاک
Luer-Lock tip لوئر
rip fence lock قفلشکافنردهای
shift lock key دکمهقفل
side-tilt lock قفلکنندهکناری
To lock horns with someone. To take issue with someone. با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
To insert the key in the lock. کلید را به قفل زدن
blade tilting lock قفلتیغهواژگون
lock filling opening قفلبازکنندهمکش
lock filling intake قفلمکش
camera platform lock محلقفلدوربینبهپایه
steering wheel lock قفل غربالک
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
scroll lock key کلید Lock Scroll
steering column lock قفل فرمان اتومبیل
laboratory air lock آزمایشگاهحبسهوا
lock emptying system قفلسیستمتخلیه
lift cord lock قفلطناببالابر
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
lock filling and emptying system دستگاهتخلیهوپرکردن
lock filling and emptying opening قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
Be sure to lock ( shut , close ) the door . مبادا در راباز بگذاری
The key stuck in the door lock . کلید درقفل گیر کرد
internal tooth lock washer واشرداخلدندانهای
interior door lock button دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
lock the barn door after the horse is stolen <idiom> نوشدارو پس از مرگ سهراب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com