Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English
Persian
emergency treatment
معالجه اورژانس
emergency treatment
معالجه اضطراری
Search result with all words
emergency medical treatment room
اتاق عمل اورژانس
Other Matches
treatment
طرز عمل معامله
treatment
معالجه
treatment
درمان
treatment
طرز عمل
treatment
تدبیر در ازمایشها
treatment
عملیات
treatment
تلقی
treatment
رفتار
self treatment
معالجه پیش خود
self treatment
معالجه بدون کمک نسخه
chemical treatment
رفتارشیمیایی
primary treatment
تصفیه نخستین
treatment plant
طرزعملدستگاهماشین
even-handed treatment
رفتار
[عملکرد]
عادلانه
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
pre treatment
اماده کردن
medical treatment
معالجه
heat treatment
عملیات حرارتی
herioic treatment
معالجه با وسایل سخت دربیماری سخت
water treatment
گندزدائی اب
treatment variable
متغیر تدبیری
surface treatment
اندود سطحی
surface treatment
اسفالت سطحی
secondary treatment
تصفیه دومین
secondary treatment
پاکسازی دومین
reciprocal treatment
معامله متقابله
surface treatment
روکش سطحی
primary treatment
پاکسازی نخستین
surface treatment
عملیات سطح رویه
surface treatment
عملیات سطحی
thermal treatment
عملیات گرمایی
treatment facility
تاسیسات بهداری
treatment facility
تاسیسات پزشکی
water treatment
پاکسازی اب
chemotrophic treatment
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
ill treatment
بد رفتاری
ill treatment
سوء استفاده
ill-treatment
بد رفتاری
air treatment
پاکسازی هوا
anodic treatment
اکسیداسیون اندی
biological treatment
تسویه زیستی
antiskid treatment
زبرسازی
automatic treatment
تسویه خودکار
antiskid treatment
عمل جلوگیری ازسر خوردن
effective treatment
تسویه کارا
ill-treatment
سوء استفاده
biological treatment
کرد و کارزیستی
electrochemical treatment
عملیات الکتروشیمایی
correctional treatment
روش معالجه از راه اصلاح رفتار
effective treatment
تسویه موثر
high frequency treatment
دیاترمی
heat treatment crack
ترک عملیات حرارتی
induction heat treatment
عملیات حرارتی القائی
he received a fire treatment
معالجه شد
he received a fire treatment
رایگان
solution heat treatment
عملیات حرارتی محلول
post treatment follow up
پیگیری پس از درمان
precipitation heat treatment
عملیات حرارتی رسوبی
root canal treatment
[RCT]
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
emergency
حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergency
وقت ضیق
emergency
خیلی خیلی فوری
emergency
اضطراری
emergency
اورژانس
emergency
مهم
emergency
غیر منتظره حیاتی
emergency
ضروری
emergency
فوریت
emergency
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
emergency
حتمی
emergency
ناگه اینده اورژانس
emergency
اضطرار
emergency
امر فوق العاده و غیره منتظره
emergency
فوق العاده اضطراری
emergency exit
خروج اضطراری
Accident and Emergency
اتاق عمل اورژانس
Where is the emergency exit?
در خروج اضطراری کجاست؟
emergency regulator
تنظیمکنندهفوری
emergency shelter
پناهگاه اضطراری
emergency admission
پذیرش اضطراری
[در بیمارستان]
[پزشکی]
emergency exit
در خروج اضطراری
emergency services
اورژانس
in case of emergency
درموقع تنگ وقت ضرورت
defense emergency
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
emergency door
در خطر
emergency door
خروجی خطر
emergency drill
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
emergency establishment
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
emergency fund
وجوه اضطراری
emergency door
دراضطراری
emergency lamp
لامپ اضطراری
emergency leave
مرخصی اضطراری
emergency leave
سطح اماد اضطراری
emergency leave
سطح امادلازم برای بسیج
emergency lighting
روشنایی اضطراری
emergency cryptosystem
سیستم رمز اضطراری سیستم رمز مخصوص موارداضطراری
emergency conditions
شرایط اضطراری
emergency complement
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
emergency addressee
مسئولین اعلام خبر در موارد ضروری
emergency air
هوای اضطراری
emergency antenna
انتن اضطراری
state of emergency
حالت اضطرار
emergency brake
ترمز اضطراری
emergency burial
تدفین اضطراری
emergency burial
دفن درمحل
emergency call
خبر یا مکالمه اضطراری
emergency care
مراقبتهای فوری
emergency cartridge
کارتریج اضطراری
emergency complement
جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency loading
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading
بارگذاری فوق العاده
emergency transmitter
فرستنده اضطراری
emergency switch
کلید اضطراری
emergency ration
جیره اضطراری
emergency ration
جیره فوق العاده
emergency reaction
واکنش اضطرار
emergency station
محل اضطراری
emergency relief
رهایی از بلایا
emergency repair
تعمیر اضطراری
emergency risk
ریسک اضطراری
emergency scramble
رهگیری اضطراری
emergency risk
خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
emergency scramble
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
emergency priority
تقدم اضطراری
emergency valve
شیر اضطراری
emergency maintenance
نگهداشت اضطراری
emergency measure
سنجش اضطراری
emergency relief
رهایی ازمصایب غیر مترقبه
emergency scramble
درگیری اضطراری هواپیماها
emergency operation
بهره برداری اضطراری
emergency operation
کارکرد
in case of emergency
هنگام اضطرار
emergency works
کارهای اضطراری
emergency priority
تقدم فوری
air defense emergency
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
emergency brake equipment
تجهیزات ترمز اضطراری
emergency power supply
منبع قدرت اضطراری
to declare a state of emergency
اعلان کردن حالت اضطراری
emergency support vessel
کشتیپشتیبانیفوری
emergency push button
تکمه اضطراری
emergency generator set
دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
emergency conning position
پل فرماندهی اضطراری
emergency medical tag
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
emergency room
[American E]
[e.r.]
[ER]
اتاق عمل اورژانس
path
[corridor]
for emergency vehicles
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
To save ( provide ) for a rainy day . To prepare for an emergency .
فکرروز مبادا را کردن ( آینده نگه بودن )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com