Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (4 milliseconds)
English
Persian
enlarger timer
وسیلهزماندار
Other Matches
enlarger
بزرگسازه
timer
کسی که وقت را نگه می دارد ساعت
old-timer
قدیمی
old-timer
کهنه کار
old timer
قدیمی
old timer
کهنه کار
timer
زمان بند
timer
وسیلهای که مدت زمان کامل شدن یک عمل را ضبط میکند
timer
زمان گیر
timer
همزمانساز
timer
زمان سنج
timer
وقت نگهدار هر راننده
timer
وقت نگهدار
timer
تایمر
assistant timer
زمانکمکی
clock timer
زمانموردنظر
egg timer
زمانسنجپختتخممرغ
timer switch
سوئیچ تایمر کلید برنامه ریزی شده
kitchen timer
زمانسنجآشپزخانه
self-timer indicator
تنظیمگراتوماتیک
timer socket
[پریز زمان سنج]
egg-timer
زمانگیر جوششتخممرغ
part-timer
فردیکهبصورتنیمهوقتکارمیکند
timer switch
کلید زمانی
synchronous timer
تایمر سنکرون
automatic timer
زمان سنج خودکار
full timer
شاگردتمام روز
full timer
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
half timer
شاگردیکه درنیمی ازوقت خوددرس میخواندودرنیمه دیگرکارمیکند
ignition timer
چکش برق
internal timer
زمان سنج داخلی
interval timer
شیوهای که بوسیله ان زمان سپری شده میتواند توسط یک سیستم کامپیوتری بررسی شود
interval timer
زمان سنج فاصله
reaction timer
زمان سنج واکنش
short timer
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
small timer
ادم بی اهمیت
He is an old – timer at this club .
از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com