English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English Persian
established church کلیسای قانونی و شرعی
Other Matches
established مسلم
established محقق
established محرز
established ثابت
established برقرار
established right حق مستقر
well-established چیزیکهاززمانتفسیسموفقبودهاست
established مستقر
established fact محرز
established fact امر محقق
the church e. سازمان قانونی کلیسا
church کلیسا
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
church warden متصدی دارایی کلیسا
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
Episcopal Church کلیسائیدرآمریکاواسکاتلند
hall-church [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
ambulatory church [کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
ante-church پیش ناو کلیسا
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
cross-church کلیسای صلیبی
double church کلیسا دو طبقه
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
Coptic Church کلیسای قبطی
Church of England کلیسای انگلستان
greek church کلیسای خاور
greek church کلیسای شرقی
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
church goer کلیسارو
church text یکجورحروف سیاه قلم که بیشتربرای نوشتن لوحههای گورستان بکارمی رود
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
the church militant همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
the orthodox church کلیسای خاور
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
facing the church روبروی کلیسا
as poor as a church mouse مثل گدای شب جمعه [فقیر]
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com