English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English Persian
eternity without beginning ازل
Other Matches
eternity ابدیت
to all eternity تا ابد
from all eternity ازروز ازل
eternity جاودانی
to all eternity ابدا
eternity بی پایان
eternity بی انتها
eternity برای همیشه
eternity تا ابد
eternity جاودانگی
eternity بی زمانی
eternity مکرر
eternity ازلیت جاودانی
eternity بی پایان
eternity بدون سرانجام وسراغاز
eternity without end ابد
at the very beginning از همان اولش
at [in] the beginning در آغاز [درابتدا ]
This is only the beginning. این تازه اول کتاب است
from the beginning از اول
in the beginning درابتدا
beginning قسمت اول
beginning نشانه آغاز یک رشته داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا نوار
beginning حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginning شروع
beginning ابتدا
beginning اغاز
beginning بخشی از ماده که شروع ناحیه ضبط یک نوار مغناطیسی را می سازد
in the beginning دراغاز
From beginning to end. From first to last . از اول تا آخر
beginning of negotiations شروع مذاکره
beginning of message شروع پیام
beginning of the month اول ماه
pasteternity beginning ازل
from beginning to end ازابتداتا انجام
from beginning to end ازاول تا اخر
She is beginning to lose her looks . قیافه اش را دارد از دست می دهد
beginning of message شروع پیغام
beginning of tape marker علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوارنشان میدهد
It marked the beginning of a war. این آغاز جنگ بود.
At the beginning of the month (year). سر ماه ( سال )
The child is beginning to talk. بچه دارد زبان باز می کند
I'm beginning to get scared [hungry] . آهسته آهسته به ترس می افتم [گرسنه می شوم] .
I am beginning to realize ( understand ) . کم کم دارم متوجه می شوم
At the beginning of the month (year). سرش ؟ بسنگ خورد
to start from the beginning [to start afresh] از آغاز شروع کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com