Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
even driven program
برنامه رویدادی
Search result with all words
menu driven program
برنامه منودار
menu driven program
برنامه بافهرست انتخاب تنظیم شده
Other Matches
driven
معماری کامپیوتر که دستورات یک بار اجرا می شوند و ترتیب کنترل دریافت میشود
driven
که هر مرحله اجرا مربوط به عمل خارجی است
driven
گردنده
driven
رانده
driven
رانده شده
driven
انجام شده توسط چیزی
self driven
خودرو
self driven
خود کار
driven well
چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
menu driven
گزینشی
gasoline driven
محرکه بنزینی
menu driven
فهرستی
interrupt driven
وقفه گرا
event driven
برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
driven pile
شمع کوبیده
Left out of one place and driven away from another.
<proverb>
از آنجا مانده از اینجا رانده .
power driven vessel
یگان شناور موتوری
menu driven software
نرم افزارهای فهرست گرا
command driven software
نرم افزار فرمان گرا
weight-driven clock mechanism
مکانیزم ساعتپانولدار
diesel driven generation set
دستگاه محرکه دیزلی
patron-driven acquisition
[PDA]
[library]
کسب بر طبق
[درخواست]
مشتری
[کتابخانه]
program id
شناسنامه برنامه
program
برنامه دستور
program
دستور
program
دستور کار
program
برنامه نوشتن
program
برنامه تهیه کردن
program
برنامه دارکردن
program
برنامه ریزی کردن
program
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program
برنامه دادن برنامه ریختن
program
برنامه
program
نقشه
program
روش کار پروگرام
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program library
کتابخانه برنامه ها
program listing
لیست برنامه
program maintenance
نگهداشت برنامه
program library
کتابخانه برنامه
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
program listing
سیاهه برنامه
program maintenance
نگهداری برنامه
program manager
مدیر برنامه ها
program relocation
جابجایی برنامه
program proving
اثبات برنامه
program product
فراورده برنامه
program product
محصول برنامه
program priority
اولویت برنامه
program package
بسته برنامه
program overlay
جایگذاشت برنامه
program of targets
برنامه اماجها
program of targets
برنامه هدفها
program of instruction
برنامه تدریس
program of instruction
برنامه اموزش
program flowchart
روند نمای برنامه
program music
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program module
واحد برنامه
program manager
بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program run
رانش برنامه
program language
زبان برنامه
program counter
شمارشگربرنامه
program counter
شمارنده برنامه
program cost
مخارج اجرای یک برنامه مخارج پیش بینی شده
program cost
هزینه برنامه
program correctness
تصحیح برنامه
program control
کنترل برنامه
program coding
کدگذاری برنامه
program checkout
وارسی برنامه
program chaining
اتصال برنامه
program cards
کارتهای برنامه
program budget
بودجه برنامهای
program debugging
اشکال زدایی برنامه
program documentation
مستند سازی برنامه
program execution
اجرای برنامه
program language
زبان برنامه نویسی
program interrupt
قطع برنامه
program interrupt
وقفه برنامه
program generator
برنامه ساز
program generator
تولیدکننده برنامه
program generator
مولد برنامه
program generator
برنامه زا
program flowchart
نمودارگردشی برنامه
program flowchart
نمودارگردش کار برنامه
program flow
روند برنامه
program flow
گردش برنامه
program file
فایل برنامه
program analyzer
تحلیل کننده برنامه
program schema
الگوی برنامه
program line
فرش های همگون
[اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
troop program
برنامه تشکیل یکانها
transient program
برنامه گذرا
training program
برنامه اموزش
test program
برنامه ازماینده
target program
برنامه هدف
target program
برنامه مقصود
systems program
برنامه سیستم
system program
برنامه سیستم
support program
برنامه پشتیبانی
supervisory program
برنامه نافر
stored program
برنامه ذخیره شده
stored program
بابرنامه انباشته
star program
بدون خطا اجرا شود
troop program
برنامه تامین عدههای نظامی
tutorial program
برنامه خوداموز
auxiliary program
برنامه کمک
[رایانه شناسی ]
program selector
انتخابگربرنامه
wordprocessing program
برنامه واژه پردازی
weight program
تمرین وزنه برداری
vhsic program
Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
user program
برنامه استفاده کننده
user program
برنامه کاربر
utility program
برنامه کاربردی
utility program
برنامه مفید
utility program
برنامه سودمند
utilitu program
برنامه کمکی
star program
برنامه کامل
spreadsheet program
برنامه صفحه گسترده
program verification
عمل اثبات صحت کار یک برنامه داده شده
program text
متن برنامه
program testing
تست برنامه
program testing
ازمایش برنامه
program switch
گزینه برنامه
program structure
ساخت برنامه
program storage
انباره برنامه
program stop
توقف برنامه
program step
گام برنامه
program stack
پشته برنامه
program specification
مشخصه برنامه
program specification
خصیصه برنامه
program segment
قطعه برنامه
program section
بخش تهیه برنامه ها
proprietary program
برنامه اختصاصی
reentrable program
برنامه قابل بازگذشت
source program
برنامه مبداء
source program
برنامه منبع
service program
برنامه خدماتی
security program
برنامه حفافتی
scatter program
نمودار پراکنده
reusable program
برنامه قابل استفاده مجدد
resident program
برنامه مقیم
report program
برنامه گزارش
relocatable program
برنامه جابجاپذیر
reentrant program
برنامه بازگذشتی
program section
بخش برنامه ها
program analyzer
برنامه کاو
inference program
برنامه استنباط
draw program
برنامه ترسیم
dictionary program
برنامه فرهنگ لغات
diagnostic program
برنامه عیب شناسی
diagnostic program
برنامه تشخیصی
deflationary program
برنامه ضد تورمی
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
control program
برنامه کنترل
computer program
برنامه کامپیوتر
computer program
برنامه کامپیوتری
comprehensive program
برنامه اجرائی جامع
compiler program
برنامه همگردانی
drawing program
نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
executive program
برنامه اجرایی
hardwired program
برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
graphics program
برنامه گرافیکی
generator program
برنامه مولد
foreground program
برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
foreground program
برنامه پیش صحنی
food program
رژیم تغذیه
food program
برنامه غذایی
exercise program
برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
executive program
برنامه مجری
communications program
برنامه ارتباطات
child program
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
checking program
برنامه مقابله کننده
background program
برنامه زمینهای
authorized program
برنامه مجاز
assembly program
برنامه اسمبلی
assembly program
assembler
stored program
برنامه انباشته
application program
برنامه کاربردی
antivirus program
برنامه ضد ویروس
add in program
برنامه افزودنی
active program
برنامه دائر
background program
برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
calling program
برنامه فراخواننده
calling program
برنامه فراخوانی
calling program
برنامه فرا خواننده
called program
برنامه فرا خوانده
assembly program
برنامه همگذاری
calendar program
ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
calendar program
ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
proofing program
برنامه محک
benchmark program
برنامه محک
background program
برنامه پس زمینهای
active program
برنامه فعال
parent program
در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
master program
شاه برنامه
portable program
برنامه قابل انتقال
portable program
برنامه قابل حمل
privieged program
برنامه ممتاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com