English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (3 milliseconds)
English Persian
event handler گرا
Other Matches
handler دسته گذار
handler یک فایل یا تسهیلات وقفه را بعهده دارد دستگذار
handler یا دستگاه ذخیره
handler خروجی
handler برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handler گرداننده
handler بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
handler مددکار بوکسور
handler نگاهدارنده
handler رسیدگی کننده مربی
device handler برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device handler نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
interrupt handler گرداننده وقفه
notify handler مجموعه دستورات که در صورت دریافت پیام مهم اجرا می شوند
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
tape handler unit tape magnetic
ammunition handler سربازمهمات
ammunition handler متصدی مهمات
document handler گردانندهمدراک
in the event of درصورت
in the event that چنانکه
in the event that درصورتیکه
in the event that هرگاه
non-event رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
non-event نارویداد
In the event I do not come. درصورتیکه نیابم ؟( نیامدم )
event واقعه
event رویداد
event اتفاق
event حادثه
event مسابقه
event پیشامد سرگذشت
event عمل یا فعالیت
event ماوقع
subsequent to that event پس ازان رویداد
the bird is p of that event مرغ وقوع ان رویدادرا ازپیش احساس میکند
field event مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
one day event مسابقه پرش یک روزه
to disinvite somebody from an event دعوت [نامه] کسی به جشنی را پس گرفتن
to be in attendance [at an event] حضور داشتن [در مراسمی ] [اصطلاح رسمی]
in any case (event) <idiom> مطمئنا
event horizen افق رویداد
event file پرونده رویدادها
event focus که در حال دریافت پیام از یک عمل یا رویداد است
event scheduling زمان بندی رویدادها
exogenous event رویداد برونی
fortuitous event حادثه قهری
fortuitous event حادثه جبری حادثه تصادفی
supervening event حادثه طاری
event driven برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
field event ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
circumstantial event واقعه ضمنی
jumping event مسابقه پرش با نیزه یاارتفاع یا طول
endogenous event رویداد درونی
to withdraw the invitation to an event دعوت [نامه] کسی به جشنی را پس گرفتن
early event time زودترین زمان وقوع یک واقعه
black swan event رویداد نادر و پیش بینی ناپذیر
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
latest event time دیرترین زمان وقوع یک واقعه
Good for you. Lucky you. There are only two possibilities(alternatives)In any event(case). At any rate. درهر حال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com