English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
English Persian
everybody is presumed innocent اصل بر برائت است
everybody is presumed innocent فرض بربرائت است
Other Matches
innocent بی ضرر
innocent ادم بیگناه ادم ساده
innocent معصوم
innocent مبرا مقدس
innocent بی تقصیر
innocent بیگناه
innocent <adj.> ساده دل
innocent مبری
presumed <adj.> <past-p.> فرض شده
presumed <adj.> <past-p.> پیش فرض شده
presumed فرض کردن
presumed <adj.> <past-p.> فرضیه مقدم
presumed <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
presumed مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presumed فضولی کردن
everybody is presumed obligation any of free فرض بر برائت است
presumed <adj.> <past-p.> از پیش فرض شده
innocent passage عبور بدون ضرر
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
i insist that he is innocent جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
everybody os presumed free of اصل بربرائت است
presumed death موت فرضی
everybody os presumed free of obligation any
He was dismissed though (while) he was in fact innocent. اخراج شد درصورتیکه بی گناه بود
warrant of presumed death حکم موت فرضی
consent presumed from silence رضای مستنبط از سکوت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com