English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
Other Matches
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
He has read the book from cover to cover . کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
excess زیادتی
excess اضافه مازاد
excess افراط
excess افزونی
excess زیادی
excess افراط بی اعتدالی
excess اضافه
excess اضافی
excess مازاد
excess زیاده از حد
excess کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess مقدار زیادی از چیزی
in excess of متجاوزاز
in excess بیشترازحدمجاز
in excess زیاد
treaty قرارداد پیمان نظامی
treaty موافقت نامه
treaty عهدنامه
treaty قرارداد
treaty عهد نامه
treaty قرار داد پیمان نامه
treaty معاهده
treaty پیمان
in treaty مشغول مذاکره و عقد پیمان
excess فزونی
in excess of بیش از
excess clearance تولرانس زیاده از حد
frontier treaty معاهده مرزی
excess capacity فرفیت اضافی
dunkrik treaty معاهده منعقده بین انگلستان وفرانسه به سال 7491 که هدف ان تشریک مساعی دودولت در صورت تجاوز یاتهدید به تجاوز از طرف المان و نیز برقراری تماس اقتصادی دایم بود
dunkrik treaty پیمان دونکرک
draft of a treaty پیش نویس معاهده
excess listing لیست وسایل انفرادی مازاد
difference excess مابه التفاوت
excess demand تقاضای بیش از حد
excess length طول افزوده شده
excess demand تقاضای زیادی مازاد تقاضا
locarno treaty انگلستان
locarno treaty پیمان منعقدبین المان
locarno treaty پیمان لوکارنو
excess length طول اضافی
excess demand فزونی تقاضا
excess demand درخواست مازاد
conclusion of a treaty عقد معاهده
conclusion of a treaty انعقاد معاهده
excess demand درخواست بیش از حد درخواست اضافی
excess load بار اضافی
denunciation of treaty الغاء معاهده
excess profit سود اضافی
excess property وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
excess reserves ذخائر اضافی
excess reserves اندوختههای مازاد
excess stock مواد اضافی
excess stock ذخایر اضافی ذخیره کردن بیش از حد لزوم
excess stock موجودی مازاد
excess supply عرضه بیش از حد
excess supply عرضه اضافی
excess price اضافه قیمت
excess price قیمت اضافی
excess pressure فشار اضافی
denunciation of treaty اعلان
construction of a treaty تفسیر معاهده
interpertation of a treaty تفسیر معاهده
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
denunciation of treaty نقض معاهده
excess luggage اضافه بار
excess meter کنتور مصرف اضافی
excess n notation نشان گذاری با افزونی n
excess preserves اندوخته بانکی بیش از حدی که قانونا" لازم است
excess three code رمز با افزونی سه
private treaty معامله خصوصی
treaty port بندر پیمانی
excess listing لیست اقلام مازاد
rapallo treaty قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
rio treaty معاهده ریو
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
Excess Distribution توزیع فراوانی
treaty of friendship قرارداددوستی
treaty of friendship عهدنامه مودت
treaty duty حق متعارف گمرکی
to eat to excess پرخوردن
to eat to excess زیادخوردن
termination of the treaty فسخ معاهده
to carry to excess افراط کردن در
promulgation of treaty اعلام مفاد معاهده
prolongation of treaty تمدید مدت معاهده
versailles treaty گردید
warsaw treaty پیمانی که عنوان اصلی ان "پیمان کمک متقابل اروپای شرقی " است و به سال 5591 در ورشوپایتخت لهستان منعقد شد وهدف ان کمک متقابل کشورهای اروپای شرقی به یکدیگر است و بیشتر جنبه نظامی دارد
locarno treaty ایتالیا
locarno treaty بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
bilateral treaty معاهده یا معاهدات دو جانبه
termination of the treaty انقضا مدت معاهده
open treaty معاهده باز
approval to the treaty معاهدهای را تصویب کردن
peace treaty معاهده صلح
preamble of a treaty مقدمه معاهده
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
warsaw treaty پیمان ورشو
to carry to excess بحدافراط رساندن
excess burden of taxation بار اضافی مالیات
excess capacity theory نظریه مازاد فرفیت
excess demand inflation تورم ناشی از مازاد تقاضا
central treaty organization سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
central treaty organization انگلستان
brucsels treaty organization سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
quota share treaty قرار سهمیه بندی
North Atlantic Treaty Organization ناتو
north atlantic treaty organization (nato سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
south east asia treaty organization مان در بانکوک است
north atlantic treaty organization (nato پیمانی که در 9491 باشرکت 51 کشور به وجود امدو هدف ان در واقع مقابله نظامی با پیمان ورشو وبلوک شرق است
cover up <idiom> پنهان کاربدواشتباه
cover پوشش مخفی [جامعه شناسی]
cover مخفی گاه [جامعه شناسی]
under cover <idiom> پنهان شدن
to cover in پرکردن
to cover in پوشاندن
to cover up پیچیدن
to cover up پوشاندن
take cover پشت جان پناه قرار گرفتن
take cover حفاظ گرفتن
take cover جان پناه گرفتن
under cover سربسته درپاکت
from cover to cover ازاغازتا انجام کتاب
cover سقف زدن
cover تامین زیان و خسارات بیمه
cover نگهبان بگوش
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover روپوش
cover حاوی بودن درپوش
cover حایل شدن
cover مخفی در بر گرفتن
cover اختفاء
cover انجام دادن
cover جان پناه خفاگاه پوشاندن
cover حفاظ
cover بسته بندی
cover روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover جلد سرپوش
cover تامین
cover بوته زار پناهگاه شکار
cover مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
cover امادگی
cover سطح برف
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover اماده شدن برای دریافت توپ
cover پوشاندن
cover بازی دفاعی
cover اماده برای برگرداندن توپ
cover جلد کردن
cover جلد
cover پوشش
cover پاکت
cover all رولباسی
cover all بارانی یا روپوش
cover off پشت سر هم قرار گرفتن پشت به گردن
cover سرپوش
cover تامین کردن
cover طی کردن
cover پنهان کردن
cover رویه لفاف
to cover much ground رسابودن
loose cover روکش
duvet cover روپوشقابلشستشو
cover one's tracks <idiom> پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
bed cover روتختی
glass cover پوشششیشهای
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
horse cover قالیچه زیر زین اسب
sight cover روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
saddle cover غاشیه
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
valve cover روپوشسرپاپ
to cover much ground جامع بودن
lever cover پوششدربازکن
head cover محافظسر
cover girl زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girl ستارهی روی جلد
cover girls ستارهی روی جلد
first-day cover پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
battery cover پوششباطری
saddle cover زین پیچ
under cover of letter no ضمن نامه شماره
mattress cover گردنبندبلندمهمانی
pan cover پوششکنه
cover girls زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
to cover much ground وسیع بودن
to cover one's nakedness ستر عورت کردن
speaker cover پوششصدا
toilet cover رو میزی برای میز ارایش
sliding cover پوششمتحرک
seat cover پوششصندلی
pillow cover ستونمخروطی
filter cover پوششفیلتر
saddle cover زین پوش
extra cover بازیگر بل گیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com