English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
existence load بار اقلام زیستی
existence load بار زیستی
Other Matches
existence هستی
self existence واجب الوجودی
existence in the hereafter معاد
non existence عدم
To come into existence . بوجود آمدن
non existence نیستی
in existence موجوداذیت کننده
existence بایش
existence زندگی
existence زیست موجودیت
existence وجود
self existence قائمیت بالذات
to bring existence بوجوداوردن
to bring existence هستی دادن
To bring into existence . بوجود آوردن
struggle for existence مبارزه برای زندگی
struggle for existence تنازع بقا
pre existence تقدم وجود
pre existence هستی از پیش ازلیت
a hand to mouth existence <idiom> دست به دهان زندگی کردن
a hand to mouth existence <idiom> دستش به دهانش می رسد
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
able to take a load <adj.> بار پذیر
load فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load کاری که باید انجام شود
load قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
load انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
get a load of <idiom> دیدن چیزی
load and go بارکنش و اجرا
to load off بار اندازی کردن
to load off خالی کردن
useful load بار مفید
useful load فرفیت مفید
over load اضافه بار
load and go بار کنش و اجراء
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
load بارزدن
load ذخیره گذاری کردن
load عملکردماشین یا دستگاه
load عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load بار کردن
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load بارمهمات هواپیما
load بارگیری مهمات
load بار کردن پر کردن
load گرانبارکردن
load سنگین کردن
load بار خارجی
load بار داشتن
load تفنگ یا سلاحی را پرکردن
load نیرو
load بار گیری شدن
load خرج گذاری کردن
load گذاشتن
load فیلم
load بارالکتریکی
load فشنگ
load خشاب
load بار زدن
load بارگیری کردن
load شارژ کردن
load فشنگ گذاری
load بار فشار
load بار
load فشار مسئولیت
load فرفیت
load فرفیت بارگیری
load کوله بار
load بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
load محموله
no load switching سوئیچینگ بی باری
no load loss تلف یا تلفات بی باری
nominal load بار اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
no load voltage ولتاژ بی باری
no load speed سرعت بی باری
no load torque گشتاور پیچشی بی باری
off centre load بار خارج از مرکز
non inductive load بار خارجی ناخودالقا
peak load بار قلهای
peak load بار خارجی بیشینه
pay load فرفیت مفید وسیله نقلیه
pay load اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
pay load فرفیت ترابری
peak load بار حداکثر
peak load بار پیک
peak load بحبوحه مصرف
load point نقطه بار
on load speed سرعت بار
pay load بارمفید
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
permanent load بار دائمی
peak load حداکثر بار
no load current جریان بی باری
load sharing شراکت در بارگذاری
load reversal دوره بارگذاری متناوب
load resistance مقاومت بار
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
load regulator نافم بار
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
load point شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
load of an ass خروار
load of an ass بار خر
load module واحدبارشو
load module یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
load module پیمانه بارشو
load manifest لیست بارها
load manifest فهرست بار
load lines علایم بارگیری
load spreader بار پخش کن هواپیما
load switch کلید بار
no load condition حالت بی باری
travelling load بار متحرک
mission load بار مبنای عملیاتی
mission load اماد عملیاتی
maximum load بار گذاری حداکثر
maximum load بار حداکثر
lodestaror load ستاره راهنما راهنما
load spread انتشار نیرو
lodestaror load ستاره قطبی
load variation نوسان بار
load time زمان بارکردن
load test ازمایش بار
load test ازمون بار گذاری
load test ازمایش با بار خارجی
load voltage ولتاژ بار
load tension ولتاژ بار
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
load-bearing دیوار باربر
unit load واحد بار
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
ultimate load بار نهایی
ultimate load بار گسیختگی
type load نوع مهمات هواپیما
type load نوع بار مهمات
pre load پیش بار
total load بار کل
torsional load بار پیچشی
to strain under a load درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
to relieve one of a load باراز دوش کسی برداشتن
testing load بار ازمون
testing load بار ازمایش
tension load بار کششی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
variable load بار متغیر
Load the gun. تفنگ را پر از فشنگ کن
load platform سکویبار
working load بار کاربردی
working load بار مجاز
work load مقدار کار در واحد زمان
work load حجم کار
work load مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
work load فرفیت کار
work load کاربار
wind load بار باد
wind load سربار ناشی از اثرات باد
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wartime load بار جنگی ناو
wartime load بار مبنای ناو
tensile load بار کششی
tax load بار مالیات
safe load بار مجاز
river load بار رود
reactive load بار خارجی القایی
radial load بار عرضی
pulsating load بار ضربهای
proof load بار ازمایشی
prescribed load بار مهمات مجاز
prescribed load بار مجاز
pre load بار اولیه
pre load بار کردن مقدماتی
point load بار نقطهای
platform load بار کف دار
platform load بار سکودار
platform load بار اماده برای بارریزی هوایی
scatter load بار کردن داده ترتیبی در محلهای مختلف
scatter load حافظه
service load بار مفید
tail load بار دم
sustained load بار طویل المدت
suspensed load بار اویخته
suspended load بار معلق
suspended load مواد غوطه ور
steady load بار دائم
static load بار استاتیک
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
standard load بار تنظیم شده
sling load بار اویزان از هواپیما
sling load بارمعلق
sling load بار خارجی هلی کوپتر
single load بار تک
shear load نیروی برشی
permissible load بار مجاز
full load فرفیت کامل
diurnal load بار روزانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com