English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
experimental group گروه ازمایشی
Other Matches
experimental ازمایشی
experimental ازمایشگاهی خطای ازمایش
experimental عملی
experimental به طورازمایشی
experimental تجربی
experimental probability احتمال تجربی
experimental probability احتمال ازمایشی
experimental psychology روانشناسی ازمایشی
experimental variable متغیر ازمایشی
experimental control کنترل ازمایشی
experimental data دادههای تجربی
experimental archaeology باستان شناسی آزمایشی
experimental neurosis روان رنجوری ازمایشی
Experimental architecture معماری تجربی
experimental method روش ازمایشی
experimental data دادههای ازمایشی
experimental design طرح ازمایش
experimental error خطای ازمایشی
experimental extinction خاموشی ازمایشی
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
quasi experimental designs طرحهای شبه ازمایشی
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
out group برون گروه
group جمع اوری چندین چیز با هم
we group گروه خودی
in group گروه خودی
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group ناوگروه
group گروه رزمی
group جمع شدن
group دسته دسته کردن
group جمعیت گروه بندی کردن
group انجمن
group گروه
group دسته
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group شیعه
group حزب
local group گروه محلی
group theory نظریه گروهی
group theory نظریه گروهها
group test ازمون گروهی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
group velocity سرعت گروهی
infinite group گروه نامتناهی
group structure ساخت گروهی
marginal group گروه حاشیهای
group separator جداساز گروه
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
leaving group گروه ترک کننده
group teaming ریخته گری گروهی
group selector سلکتور گروهی
group factors عاملهای گروهی
group frequency بسامد گروهی
group identification همانند سازی گروهی
group index شاخص گروه
group index اندیس گروه
group interview مصاحبه گروهی
group mark نشان گروه
group mark علامت گروه
group membership عضویت گروهی
group norms هنجارهای گروهی
group of targets گروه اماجها
group of targets گروه هدفها
group pressure فشار گروهی
group printing چاپ گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group dynamics پویش گروهی
membership group گروه عضویت
business group شرکت سهامی [شرکت]
splinter group گروهجداییطلب
noun group گروهکلمات
interest group علایقگروهی
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
within group variance پراکنش درون گروهی
user group گروه کاربران
user group گروه استفاده کننده
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
primary group گروه نخستین
point group گروه نقطهای
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
phosphoryl group گروه فسفریل
open group گروه باز
norm group گروه هنجار
natural group گروه طبیعی
salvage group گروه بازیابی وسایل
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
side group گروه جانبی
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group گروه گزیده
minority group گروه اقلیت
aiming group دستگاه مثلث گیری
group therapy گروه درمانی
battle group گروه نبرد
beach group گروه خدمات ساحلی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
between group variance پراکنش میان گروهی
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
carbonyl group گروه کربونیل
carboxylic group کروه کربوکسیلی
closed group گروه بسته
coacting group گروه همکار
command group گروه فرماندهی
commutative group گروه جابجاپذیر
control group گروه گواه
coordinated group گروه کوئوردینانسی
abelian group گروه ابلی
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
acid group گروه اسید
air group گروه هوایی
air group گروه هوایی یک ناو
alkyl group گروه الکیل
alkyl group گروه الکیلی
amino group گروه امینی
pressure group گروه فشار
aiming group عوامل مثلث گیری
acidic group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
armor group گروه زرهی
acid group گروه اسیدی
armor group گروه زره تانک
army group گروه ارتش
artillery group گروه توپخانه
attack group گروه تک
attack group گروه تک به ساحل
criterion group گروه ملاک
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
gas group گروه گاز
encounter group گروه رویارویی
age group گروه سالخور
functional group گروه عاملی
blood group گروه خونی
formal group گروه رسمی
blood group تعیین کردن
feeding group قسمت خوراک دهنده
feeding group گروه تغذیه کننده
group acceptance پذیرش گروهی
group analysis تحلیل گروه
group drive محرکه گروهی
age group گروه سنی
group discussion بحث گروهی
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group casting ریخته گری گروهی
group casting ریخته گری
group captain سرهنگ هوایی
group atmosphere جو گروهی
entry group گروه واجد شرایط
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
dead group زاویه بیروح
detail group قسمت بیگاری
detail group دسته ماموربیگاری
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
dead group زمین بیروح
blood group گروه خون
peer group گروه همسالان
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
end group گروه انتهایی
entering group گروه وارد شونده
Why dont you join our group. ? چرا به جمع ما نمی آیی ؟
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
age group competition مسابقه برحسب گروه سنی
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com