Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English
Persian
exposure
درمعرض گذاری
exposure
اشکاری افشاء
exposure
نمایش
exposure
ارائه
exposure
در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposure
کشف شدن
exposure
پیدا شدن
exposure
فاهر شدن عکس
exposure
نوردهی
exposure
پرتوگیری
exposure
پرتودهی
exposure
در معرض نهادن
Other Matches
exposure value
دریچهانفجار
thermal exposure
میزان جذب حرارت
thermal exposure
در معرض حرارت قرار گرفتن
radiant exposure
وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
radiant exposure
پخش حرارت یا انرژی حرارتی
time exposure
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
exposure mode
دکمهتغیرفیلم
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
indecent exposure
نمایش
[افشاء]
بی حیا
inductive exposure
پیوست القائی
indecent exposure
نمودار سازی تن برهنه درپیش مردم
exposure station
ایستگاه هوایی
exposure station
ایستگاه عکاسی هوایی
exposure meter
دستگاه سنجش نوردهی نورسنج
exposure dose
دوزدریافتی
exposure suit
لباس محافظ
exposure time
زمان نوردهی
exposure time
زمان پرتوگیری
exposure time
زمان پرتودهی
exposure to cold
درمعرض سرما بودن
exposure dose
مقدار دوز مصرفی
exposure of a crime
کشف جرم
multiple exposure mode
چندحالته
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
aperture/exposure value display
دهانهنمایشیمقدارنمایش
operation exposure guide
حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
exposure-time scale
صفحهزمانانفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com