English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
extension of the agreement تمدید مدت قرارداد
Other Matches
This is against our agreement. [This is contrary to our agreement] این بر خلاف قرارداد ما است.
by extension بابسط معنی
extension تمدید قسمت الحاقی
extension تمدید اسناد تجاری
extension اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
extension فضای ذخیره سازی که خارج ازسیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
by extension باتعمیم معنی
extension شماره فرعی
extension پسوند
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension کابلی که به وسیله اجازه قرار گرفتن در همان محل رامیدهد که وصل شده است
extension گسترش
extension توسعه
extension بسط
extension تلفن فرعی
extension تعمیم
extension اضافی
extension الحاقی
extension تمدید
extension کشش توسیع
extension گستردگی
extension انبساط
extension ملحقه امتداد
extension ملحقات
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extension امتداد دادن
extension واشدن
extension کابل خرطومی
extension امتداد
branch extension اتصال موازی فرعی
extension telephone تلفن فرعی
extension lines خطوط دنباله
default extension پسوندقراردادی
default extension پسوند پیش فرض
cantilever extension میله سگدست
cantilever extension محور سگدست
branch extension اتصال شنت
extension telephone تلفن شنت شده
filename extension کدی که قسمت دوم نام یک فایل را شکل میدهد و توسط یک نقطه از نام فایل جدا میشود
phone extension شماره تلفن فرعی [مخابرات]
waistband extension امتدادبندکمر
table extension صفحهانقراض
extension tube میلهبازشو
extension ladder نردبانبازشو
university extension تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند
underplaster extension سیمروی زیر کار
triceps extension تمرین تقویت ماهیچه سه سر
sign extension گسترش علامت
shaft extension قسمت الحاقی محوری
tail pipe extension لولهکابلخرطومی
telephone extension set دستگاه تلفن فرعی
leg extension bar دستهدستهپاییممتد
agricultural extension services خدمات ترویج کشاورزی
non metallic surface extension کابل خرطومی با پوشش غیرفلزی
applying for a time extension استمهال
BAT file extension مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
BAK file extension مشخصه سه حرف استاندارد در سیستم MS DOS برای بیان یک پشتیبان یا کپی از فایل
knee flexion and extension machine دستگاه بدن سازی برای تقویت عضلات ساق پا
anchor line extension kits جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
agreement معاهده و مقاطعهء توافق
agreement مطابقهء نحوی
agreement قرار قبول
agreement پیمان
agreement موافقت
in agreement with somebody با کسی موافقت داشتن
unless otherwise agreement مگر به ترتیب دیگری توافق شده باشد
to off an agreement قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
to come to an agreement یکدل شدن توافق حاصل کردن
to come to an agreement موافقت پیداکردن
agreement توافق
agreement قراداد
agreement قرارداد
agreement موافقتنامه
come to an agreement موافقت پیدا کردن
agreement موافقت نامه
come to an agreement توافق حاصل کردن
agreement سازش
frame agreement چهارچوب توافق [حقوق]
preliminary agreement قولنامه
gentlemen's agreement قول جوانمردانه
wage agreement موافقت نامه دستمزد
wage agreement قرارداد دستمزد
verbal agreement موافقت شفاهی
written agreement قولنامه
master agreement توافق اولیه
frame agreement توافق اولیه
skeleton agreement توافق اولیه
basic agreement توافق اولیه
reach an agreement به توافق رسیدن
outline agreement توافق اولیه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
basic agreement چهارچوب توافق [حقوق]
master agreement چهارچوب توافق [حقوق]
skeleton agreement چهارچوب توافق [حقوق]
plea agreement توافق مدافعه
outline agreement چهارچوب توافق [حقوق]
unilateral agreement توافق یک جانبه
arbitration agreement توافق بر حکمیت
gentelmen's agreement موافقتنامه دوستانه
gentelmen's agreement کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
gentlemen's agreement قرارداد شفاهی
gentlemen's agreement قول مردانه
gentlemen's agreement موافقت شرافتمندانه
implicit agreement موافقت ضمنی
labor agreement موافقتنامه کار
labor agreement قرارداد کار
lease agreement قرارداد اجاره
letter of agreement موافقتنامه
arbitration agreement موافقت نامه داوری
agreement area سطح مورد قرارداد
agreement of arguments توافق نشانوندها
clearing agreement موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
collective agreement توافق جمعی
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
commodity agreement موافقتنامه کالا
concessionary agreement امتیاز نامه
agreement of arbitration قرارداد داوری
agreement coefficient ضریب توافق
enter into an agreement قراردادی را منعقد کردن
executive agreement موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
mutual agreement توافق طرفین
swap agreement موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
to fly away from an agreement پیمان شکنی کردن
quota agreement موافقت سهمیه
reciprocal agreement توافق دو جانبه
reciprocal agreement قرارداد دو جانبه
to enter into an agreement پیمان یا قراردادی منعقد کردن
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
tenency agreement اجاره نامه
special agreement قرارداد ویژه
to fly away from an agreement نقض عهدکردن
trade agreement موافقت نامه تجاری
mutilateral agreement موافقت چند جانبه
potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
potsdom agreement تاکید وتشریح کردند
private agreement قرارداد خصوصی
unilateral agreement قرارداد یک جانبه
trade agreement موافقتنامه تجارتی
bretton woods agreement موافقت نامه برتن وودز
agreement water rate نرخ قراردادی اب
agreement on partial payments توافق در پرداخت های قسطی
The party to the contract (agreement). طرف قرارداد
The rental agreement has exprired. تاریخ قرارداد اجاره سر آمده است
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
Lease (rental) agreement. اجاره نامه (قرار داد اجاره )
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
He closed the door against the peace agreement. تمام درها را بروی موافقتنامه صلح بست
enewal of contract by tacit agreement تجدید توافق بر اساس توافق ضمنی
An open - dated agreement ( contract) . قرارداد بدون مدت
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
general agreement on tariff & trade (gat موافقت نامه عمومی تعرفه وتجارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com