English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
English Persian
external combustion احتراق خارجی
Search result with all words
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
Other Matches
combustion سوخت
combustion سوختن
combustion سوزش
combustion اشتعال
combustion احتراق
combustion اشتعال احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
combustion chamber اطاق خرج
combustion chamber اطاق انفجار
combustion area محفظه احتراق
combustion efficiency بازده احتراق
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
heat of combustion ارزش گرمایی
internal combustion احتراق داخلی
internal combustion درونسوز
heat of combustion گرمای سوختن
combustion space فضایسوخت
combustion/exhaust اگزوز-خروجبخار
heat of combustion گرمای احتراق
internal combustion engine موتور درون سوز
internal combustion engine موتوردرونسوز
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
internal combustion engines موتور احتراقی داخلی
internal combustion engines موتوردرونسوز
internal combustion engines موتور درون سوز
annular combustion chamber حلقهمخزنسوخت
internal combustion engine موتور احتراقی داخلی
internal combustion turbine توربین گازی
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external خارج یک برنامه یا وسیله
external بیرون
external صوری
external خارجی
external برونی
external خارج
external بیرونی
external سطح فواهر
external فاهر
external سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external 1-سخت افزار
external حافظهای که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قراد دراد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
external ثبات کاربر ذخیره شده رد حافظه اصلی ونه CPU
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
external رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
external فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
external ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
external مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external مین کننده نیرو دارد تابه پورت سری کامپیوتر وصل شود
external فاهری پدیدار
external وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
external storage ثبات خارجی کامپیوتر
external store انباره خارجی
external storage انباره خارجی
external reference ارجاع خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external reward پاداش برونی
external security امنیت خارجی
external sense حس برونی
external sort جور کردن خارجی
external sort مرتب سازی خارجی
external sort جورکردن خارجی
external symbol علامت خارجی
external table جدول برونی
external thread دنده خارجی
external ear گوش بیرونی [کالبد شناسی بدن انسان]
external socket پریز بیرونی
external oblique ماهیچهمورببیرونی
external nose نمایبیرونیبینی
external gills دستگاهتنفسبیرونی
external ear گوشبیرونی
external storage حافظه خارجی
external variable متغیر خارجی
external validity اعتبار برونی
external transaction معاملات خارجی
balance of external liabilities and claims مانده مطالبات و بدهیهای خارجی
external function تابع برونی
external force نیروی خارجی
external force نیروی بیرونی
external economies صرفه جوئیهای خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
external delay تاخیر خارجی
external memory حافظه خارجی
external cost هزینه خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
external command فرمان برونی
external circuit مدار خارجی
external benefits فواید خارجی
external armature ارمیچر خارجی
external gear تاج دندانه خارجی
external indicator نشان دهنده وضع خارجی وسیله
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
external phase فاز برونی
external pressure فشار برونی
external operation عملیات خارج از مملکت
external operation عملیات خارجی
external modem تلفیق و تفکیک کننده برونی
external menory حافظه خارجی
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
external reference مرجع خارجی
external inhibition بازداری برونی
external pressure فشار خارجی
external interrupt وقفه خارجی
external label برچسب خارجی
external load بار خارجی
sum of all external forces حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
external saphenous vein سیاهرگ یا ورید مابض
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
external jugular vein شاهرگگردنبیرونی
external good order اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
external magnetic circuit مدار مغناطیسی خارجی
external data file فایل اطلاعات خروجی
external fuel tank مخزنسوختبیرونی
external hard disk دیسک سخت برونی
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
error due to external influence خطای محیطی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com