English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English Persian
extrusion press اشترانق پرسه
Search result with all words
power press extrusion طریقه اشترانق پرس
Other Matches
extrusion اخراج
extrusion بیرون زدن
extrusion روزن رانی
extrusion شکل دادن گرم یا سرد فلزات
extrusion بیرون امدن
extrusion خروجی
extrusion انفصال
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
extrusion process فرایند چکش کاری
cold extrusion فشردگی سرد
extrusion die حدیده چکش کاری
cold extrusion تراکم سرد
cold extrusion die حدیده فشردگی سرد
press قفسه
press فشار دادن با انگشتان
in the press تحت طبع
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
in the press زیر چاپ
to press up سوی بالافشار دادن
press دستگاه پرس
to press up با فشار بالابردن
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press فشار روی دفاع
press قاب راکت تنیس
press ماشین چاپ
press مطبعه
press مطبوعات جراید
press وارداوردن
press فشردن زور دادن
press ازدحام کردن اتوزدن
press چاپ فشار
press دادن
press ماشین فشار
press عامل موثر
press دستگاه فشار
press تاکتیک دفاعی فشرده
press ازدحام
press جمعیت
press عصاره گرفتن
press له کردن
press فشار دادن
press مطبوعات
press چاپ
press فشاراوردن
press فشار
press فشردن
press part بخش فشرده
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
press law قانون مطبوعات
press key تکمه فشاری
power press پرس
press agent مامور اگهی و تبلیغ
moulding press منگنه
need press theory نظریه نیاز- فشار
oil press چرخ روغن گیری
oil press دستگاه عصاری
percussion press پرس ضربهای
pneumatic press پرس بادی
press attache وابسته مطبوعاتی
press bed بخش زیرین پرس
press board مقوای فشرده
press brake پرس خمشی
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press cast ریختن تحت فشار
press casting ریخته گری فشاری
press fit پرس شده
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
press hot فشردن گرم
mechanical press پرس
press vice منگنه
lithographic press چاپزغالی
pollen press فشارگرده
press bar دستهفشار
press chamber حفرهفشار
press wheel چرخفشار
press corps گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
press cutting برش دهنده فشاری
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
yellow press مطبوعات جنجالی
to press ahead with با زور ادامه دادن
press report گزارش خبری
garlic press سیرخودکن
etching press ماشینچاپقلمزن
wine press چرخشت
punch press پرس منگنه
punching press پرس سوراخ کننده
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
screw press قید
screw press منگنه
sewing press ماشین کتابدوزی
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down اجسام جامد سوی
straightening press پرس مستقیم کنی
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
to press back با فشار عقب بردن
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
to send to the press برای چاپ فرستادن
treadle press ماشین چاپ پایی
liberty of the press ازادی مطبوعات
press release مطلب مطبوعاتی
baling press پرس متعادل
bench press پرس میزی
briquetting press پرس متعادل یا بالینگ پرس
c frame press پرس با قالب "سی " شکل
cabbaging press پرس هیدرولیک
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
copying press منگنه سوادبرداری
crank press پرس کششی اهرم
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
clothes press گنجه جا رختی
die press فشردن
drawing press پرس کششی
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
baling press بالینگ پرس
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
press releases مطلب مطبوعاتی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
printing press ماشین چاپ
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
press conference مصاحبه مطبوعاتی
drill press دستگاه مته
filter press صافی فشاری
freedom of the press ازادی نگارش
hot press منگنه ماشین اهار
hot press مهره کشیدن
folding press پرس خم کاری
forging press پرس چکش کاری
hot press جلادادن
hot press برق انداختن
hot press اهار زدن
plate press پرس صفحه باتری
freedom of the press ازادی مطبوعات
hot press مهره
hydrostatic press منگنه ابی
drop press پتک خودکار اهنگری
hot press پرس کردن گرم
hydraulic press پرس هیدرولیکی
letter press نوشته وابسته به عکسها
letter press مواد چاپی
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
beam bending press پرس خم کننده میله
gap frame press پرس "سی " شکل
pressing: standing press پایهفشار
multi stage press پرس چند طبقه
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
hand screw press پرس پیحی دستی
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
press of sail or canvas ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
die stamping press پرس حدیده
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
rotating table press پرس مدور
double action press پرس دو واکنشی
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
drill press vise گیره ماشینی
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
stretch press die قالب انبساطی
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
dial feed press پرس میزی گردان
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
press copy book دفتر کپیه
dial feed press پرس رولور
column screw press پرس پیچی ستونی
concrete tile press پرس صفحهای بتن
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
double action drawing press پرس کششی دوکاره
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
vincent friction screw press پرس وینسنت
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
to push your luck [British English] to press your luck [American English] زیاده روی کردن [شورکاری را در آوردن] [اصطلاح مجازی]
backing: backing press پرسپشتیبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com