English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (8 milliseconds)
English Persian
f.of operations حوزه عملیات
Search result with all words
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
air area operations عملیات منطقه هوایی
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
air operations عملیات هوایی
air operations میز ردنگاری هوایی
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
airmobile operations عملیات هوارو
airmobile operations عملیات متحرک هوایی
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
assistant chief of staff, g (operations رکن سوم اداره سوم
base of operations پایگاه عملیات
base of operations پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
black market operations عملیات بازار سیاه
building operations عملیات ساختمانی
chemical operations عملیات شیمیایی
chief of naval operations فرمانده عملیات دریایی
clearing operations عملیات مین روبی
clearing operations عملیات پاک کردن مین
combat operations مرکز عملیات رزمی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
computer operations manager مدیر عملیات کامپیوتر
concept of operations تدبیر عملیات
concept of operations روش اجرای عملیات
concrete operations عملیات عینی
continuity of operations مداومت عملیات
continuity of operations تسلسل عملیات
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
covert operations عملیات مخفی
covert operations عملیات پنهانی
data transfer operations عملیات انتقال داده
denial operations عملیات ممانعتی
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
deputy for operations معاونت عملیات
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
flight operations عملیات پرواز
formal operations عملیات صوری
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
joint operations عملیات مشترک مابین نیروهای مسلح ارتش
logical operations عملیات منطقی
maritime operations عملیات دریایی یا ناوگانی
night operations عملیات شبانه
open market operations عملیات بازار ازاد
operations عملیات
operations نحوه استفاده ازدستگاهها
operations analysis تجزیه و تحلیل عملیات
operations code کد عملیاتی
operations code رمز عملیاتی
operations detachment قسمت مسئول عملیات
operations detachment عنصرعملیات رسد عملیات
operations personal پرسنل عملیات
operations research تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
operations research تحقیق در عملیات
operations room اتاق عملیات
operations room centre combatinformation: syn
over the beach operations عملیات ساحلی
over the beach operations عملیات کرانهای
psychological operations عملیات روانی
radiological operations عملیاتی که در ان از موادرادیواکتیو استفاده میشود عملیات رادیولوژیک
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
stability operations عملیات ارام سازی
stability operations عملیات تامین ثبات داخلی
terminal operations عملیات بارانداز
terminal operations عملیات اسکلهای
theater of operations صحنه عملیات
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
Military operations. عملیات نظامی
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
the four basic arithmetic operations چهار عمل اصلی [ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com