Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
failure safety
قابلیت اعتماد
failure safety
قابلیت اطمینان
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
failure safety
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
Other Matches
failure
ناتوانی
failure
کوتاهی قصور
failure
درمانگی
failure
واماندگی
failure
عجز و درماندگی
failure
متوسط زمان که یک وسیله بین دو قط عی میتواند کار کند
failure
غفلت
failure
ورشکستگی
failure
عیب
failure
قصور
failure
گسیختگی
failure
شکست خورده
failure
نارسایی
failure
شکست
failure
عمل نکردن گیر سلاح
failure
عدم موفقیت
failure
نقص
failure
خرابی
failure
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
failure
شکست ورشکستگی
failure
توقف کردن
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failure
عیب و نقص
failure
تعداد مشخص خطا در یک دوره زمان معین
failure
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
failure
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
failure to do the better
ترک اولی
failure
مین توان الکتریکی
power failure
قطع قدرت
power failure
خرابی برق
resistance to failure
مقاوم در برابر ترک
market failure
ناتوانی بازار
catastrophic failure
خرابی فجیع
failure prediction
پیش بینی خرابی
failure moment
لنگر گسیختگی
engine failure
عیب و نقص موتور
equipment failure
خرابی تجهیزاتی
failure logcing
ثبت وقوع خرابی
failure free
بدون خرابی
failure by rupture
گسیختگی برشی
failure rate
نرخ خرابی
business failure
ناکامی تجاری
business failure
شکست تجاری
mean time to failure
زمان میانگین تاخرابی
failure load
بار گسیختگی
married failure
عمل نکردن اتصالی مین
married failure
عمل نکردن خوشه اتصال مین
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
hard failure
نارسایی سخت افزاری خرابی سخت افزاری
failure to maintain
ترک انفاق
bank failure
ورشکستگی بانکی
failure by rupture
شکست برشی
heart failure
نارسایی قلب
power failure
خاموشی
power failure
قطع برق
power failure
رفتن برق
failure of negotiations
شکست مذاکرات
transient failure
خرابی گذرا
sudden failure
گسیختگی نهائی
structural failure
نقص یا ضعف سازهای شکست در برابر نیرو یا بار
strain at failure
تغییر شکل درگسیختگی
heart failure
سکته قلبی
failure rate
میزان خرابی
strain at failure
افزایش طول نسبی درگسیختگی
shear failure
گسیختگی ناشی از برش
His failure was a bitter experience.
شکستن تجربه تلخی شد
failure to comply with the transaction
عدم ایفاء تعهد
To what do you attributeThe failure of the army?
شکست ارتش را به چه چیز نسبت میدهید ؟
general shear failure
گسیختگی برشی عمومی
pre mature failure
گسیختگی زودرس
limit state of failure
حالت حدی که برای ان حداکثرفرفیت باربری حاصل شده باشد
chronic renal failure
[CRF]
نارسایی مزمن کلیوی
[پزشکی]
chronic kidney failure
[CKF]
نارسایی مزمن کلیوی
[پزشکی]
chronic renal failure
[CRF]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
chronic kidney failure
[CKF]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
safety
تامین
safety
امنیت محفوفیت
safety
امنیت
safety
برقرار کردن تامین
safety
به ضامن کردن ضامن
overall safety
ایمنی کامل
safety
اطمینان
safety
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
right safety
مهرهمحافظراست
safety
سلامت
safety
ایمنی
safety
بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
safety
بی خطری
safety
نجات
safety binding
نوارامنیت
safety boot
چکمهیایمنی
safety area
مهرهایپشتدست
right safety back
مهرهمحافظعقبیراست
left safety
مهرهمفمنچپ
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
troop safety
تامین عده ها
safety-valve
دریچه اطمینان
safety-valves
دریچه اطمینان
safety stock
موجودی ذخیره انبار
safety stock
موجودی تضمینی
safety stop
ضامن اسلحه گیره ضامن
safety trap
تله ایمنی
safety valve
دریچه اطمینان
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
safety wire
سیم ضامن
safety wire
اشبیل ضامن
safety wire
سیم ایمنی
safety zone
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
safety pin
خار ضامن میله ضامن
ship safety
سلامت کشتی
safety pin
اشبیل ضامن
safety stop
ترمز خطر
safety stakes
دستکهای تامین
safety cage
قفسهبازی
safety cap
کلاهکامنیتی
for reasons of safety
به خاطر دلایل امنیتی
safety belts
کمربند ایمنی
safety mechanism
ساز و کار ایمنی
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety nets
وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
reasons of safety
دلایل امنیتی
weak safety
جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
safety chain
زنجیرهامنیت
safety earmuff
گوشپرشامنیتی
safety goggles
عینکایمنی
safety handle
دستهایمنی
safety pad
تشکنجات
safety rail
سپرامنیتی
safety scissors
قیچیناخنگیر
safety tank
منبعامنیت
safety tether
احتیاجاتامنیتی
safety thermostat
ترموساتامنیتی
safety thong
تسمهامنیتی
safety catch
ضامنتفنگ
safety diagram
دیاگرام تامین
safety net
وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
factor of safety
عامل اطمینان
safety bolt
ضامن
safety biltz
حمله با روش استفاده ازبازیگر بالا
safety pins
خار ضامن میله ضامن
put on safety
روی ضامن گذاشتن
put on safety
به ضامن کردن
safety belt
کمربند ایمنی
safety belt
کمربند اطمینان
safety belt
کمربند نجات
safety bolt
تفنگ ضامن دار
safety card
کارت تامین جنگ افزار
safety fence
جانپناه کنار راه
safety factor
عامل تامین
safety factor
ضریب تامین
safety pins
اشبیل ضامن
safety device
خارضامن
safety device
ضامن
safety device
دستگاه ضامن
safety card
کارت تامین اتشبار
safety belt
کمربند رکاب
coefficient of safety
ضریب اطمینان
safety boat
قایق نجات
factor of safety
ضریب اطمینان
factor of safety
عامل تامین
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
factor of safety
سازه ابیمی
can one pass it with safety?
ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
angle of safety
زاویه تامین گلوله
safety belts
کمربند اطمینان
i provided for his safety
وسائل سلامت او را فراهم کردم
safety belts
کمربند نجات
safety belts
کمربند رکاب
free safety
مدافع در منطقه ضعف
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
angle of safety
زاویه امنیت
safety fence
جانپناه
safety fork
دوشاخه امنیت
safety regulations
ایین نامه جلوگیری از خطر
safety lamp
فانوس
safety lamp
چراغ اطمینان
safety lamp
چراغ ایمنی
safety lanes
مسیرهای امن دریایی
safety lever
اهرم ضامن
safety lever
دستگیره ضامن
safety limit
حد تامین
safety lock
قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock
ضامن اسلحه
safety lock
قفل ضامن
safety lock
چفت ضامن سلاح
safety match
کبریت بی خطر
safety motive
انگیزه ایمنی
safety plug
پولک اطمینان
safety post
پایه ایمنی
safety precaution
پیش بینیهای احتیاطی
safety razor
تیغ خود تراش
safety lamp
چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
safety island
سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
safety fork
گیره ضامن
safety glass
عینک ایمنی
safety gap
دهانه حفافت
safety officer
افسر تامین یکان
safety fuze
چاشنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com