Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (7 milliseconds)
English
Persian
fairy lights
چراغهایتزئینیرنگی
Other Matches
fairy
جن
fairy like
پریوش
fairy
ساحره
fairy
افسونگری
fairy
پری
fairy tales
داستان جن و پری
fairy
[peris]
طرح انسان های بالدار، فرشته یا پری
[در فرش]
airy-fairy
فریف و لطیف
airy-fairy
پریمانند
airy-fairy
پر کرشمه
airy-fairy
فاهرساز
airy-fairy
کسی که خود را میگیرد
airy-fairy
لفظ قلمی
airy-fairy
غیر واقعی
airy-fairy
غیر عملی
airy-fairy
تخیلی
airy-fairy
پوچ
fairy tales
دروغ شاخدار
fairy tales
دروغ شگفتانگیز
fairy tale
داستان جن و پری
fairy tales
داستان باور نکردنی
fairy tale
دروغ شگفتانگیز
fairy tale
دروغ شاخدار
fairy tale
داستان باور نکردنی
fairy ring
قارچ حلقوی
fairy cheeses
خباری
fairy cheeses
پنیرک
fairy bird
پرستوک دریایی
fairy bird
چلچله دریایی
fairy ring
حلقه قارچ
lights
شش
According to my lights .
تا آنجا که عقلم قد می دهد
lights out
ساعت خواب
lights out
علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
lights
ریه جانوران
pilot lights
پیلوت
pilot lights
شمعک
pilot lights
افروزک
red lights
چراغ سمت چپ
leading lights
شمع محفل
leading lights
عضو مهم
front lights
چراغهایجلو
brake lights
چراغ های ترمز
According to his own lights , he was doing nothing wrong at all.
آن طور که عقلش قد می داد اعمالش صحیح بنظرش می آمد
red lights
چراغ خطر
bright lights
شهربازیبزرگیکهدرآنوسایلبازیزیادیدرآنیافتمیشود
warning lights
چراغهشدار
rear lights
چراغهایعقب
polar lights
نورقطبی
indicator lights
نورهایراهنما
leading lights
چشم و چراغ
tail lights
چراغ عقب ماشین
gas lights
نور یا روشنایی گازی
gas lights
چراغ گازی
side lights
چراغ دریانوردی طرفین ناو
side lights
چراغهای طرفین ناو
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
northern lights
سپیده شمالی فجر شمالی
northern lights
نور فجر شمالی
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
southern lights
شفق جنوبی
red lights
چراغ قرمز
traffic lights
چراغ راهنمایی
list of lights
کتاب چراغها
riding lights
چراغ لنگر
battle lights
چراغ پلیس
battle lights
چراغهای جنگی
contact lights
چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
high lights
نکات مهم
breakdown lights
چراغهای عدم کنترل
battle lights
چراغ خاموشی شبانه
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
Turn left at the traffic lights.
از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
dimmed headlights
[lights]
[American English]
نور پایین
[خودرو]
dipped headlights
[lights]
[British English]
نور پایین
[خودرو]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com