Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (1 milliseconds)
English
Persian
feather-boarding
[پوشش ترک ترکی با تخته]
Other Matches
feather boarding
پوشش ترک ترکی باتخته
boarding
ورقه
boarding
مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
boarding
تخته کوبی
boarding
روکش
boarding
جلد
boarding visit
بازدید پس دادن
boarding call
دعوت به بازدید
boarding house
خوابگاه و خوراک
skim boarding
موج سواری
boarding schools
اموزشگاه شبانه روزی
boarding card
کارتمخصوصیکهمسافرانباید بههمراهداشتهباشند
boarding walkway
مسیرچوبی
boarding step
سکویتختهکوبی
boarding houses
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
boarding houses
خوابگاه و خوراک
boarding houses
پانسیون
boarding house
پانسیون
roof boarding
سطح توفال کوبی شده یا تخته کوبی شده زیر پوشش بام
boarding school
اموزشگاه شبانه روزی
boarding house
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
boarding party
تیم تفتیش
boarding parties
تیم تفتیش
boarding pass
کارتمخصوصیکهمسافرانباید بههمراهداشتهباشند
boarding parties
گروه پژوهش
boarding call
بازدید رسمی
boarding party
گروه پژوهش
feather
فشار مختصر به گاز
feather
تیغه پارو راافقی در اب بردن و پاروزدن با مقاومت کم اب و هوا
feather
اهسته زدن گوی
feather
بال دادن
feather
باپر پوشاندن باپراراستن
feather
پروبال
feather
پر
It wI'll be a feather in your cap .
هر گلی بزنی بسر خودت زدی
tar and feather
<idiom>
شدیدا تنببیه کردن
to feather ones nest
تامین اتیه کردن
to feather ones nest
بارخودرابستن
to feather an oar
پاروراپس ازبیرون اوردن ازاب تخت قراردادن
to be in a high feather
سرخلق بودن
feather boa
یکجورشالگردنیاروسری
feather one's nest
<idiom>
به علائق خود توجه کردن
feather in one's cap
<idiom>
چیزی که از بدست آوردنش به خود ببالی
contour feather
قسمتبرجستهیپر
It is as light as a feather.
مانند پر سبک است
tail feather
پردم
feather duster
گردگیر
feather-brained
سبک مغز
feather crown
پرتاجیشکل
sickle feather
شاهپر دم خروس
quill feather
شاهپر
feather edged
نیم پر
feather edged
لب نازک
feather edge
لبه نازک
feather broom
گردگیر
feather broom
چوب بر
feather brain
ادم سبک مغز
feather bed
تشک پر
cock feather
پر وصل به کمان
feather bedding
مزد تنبلی
feather brained
سبک مغز
feather-bedding
مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather-bedding
مزد تنبلی
feather footed
دارای پاهای پردار
feather footed
زودگذر تندرووبی صدا
prince's feather
تزئین برجسته پشت صندلی
prince's feather
تاج خروس
pin feather
پرچه
feather bedding
مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
pin feather
پرتازه درامده
pen feather
شهیر
feather key
درز گلیف
flag feather
شاه پر
fur and feather
خزداران وپرندگان
pen feather
شاه پر
to show the white feather
ازمیدان در رفتن
to show the white feather
زه زدن
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
to show the white feather
بزدلی کردن
You could have knocked me knocked me down with a feather. I hit the roof .
از تعجب شاخ درآوردم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com