Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English
Persian
feeding bottle
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
Search result with all words
feeding-bottle
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
bottle feeding
تغذیه با بطری
bottle-feeding
تغذیه با بطری
Other Matches
feeding
خورش
feeding
تغذیه
force-feeding
واخوراندن
serial feeding
خورش پیاپی
multiread feeding
خورش چند خواندنی
feeding storm
طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
feeding group
قسمت خوراک دهنده
feeding group
گروه تغذیه کننده
feeding cloth
مایه رسان
feeding cloth
پنبه رسان
feeding center
مرکز تغذیه
ad lib feeding
تغذیه ازاد
serial feeding
تغذیه نوبتی
force-feeding
به زور به خورد کسی دادن
force-feeding
به زور خوراندن
spoon-feeding
باقاشق غذا دادن
feeding tube
مخزنریزشتخم
feeding ground
محلیکهبهپرندگانغذا دادهمیشود
feeding-bottles
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
breast feeding
تغذیه پستانی
breast-feeding
تغذیه پستانی
feeding problem
مشکل تغذیه
magazine feeding attachment
تجهیزات تغذیه مخزن
anti parallel feeding
تغذیه مخالف
bottle
دربطری ریختن
bottle
محتوی یک بطری
bottle
بطری
bottle
شیشه
wash bottle
بطری شستشوی
the neck of a bottle
گردن بطری
stock bottle
شیشه ذخیره
shake bottle
بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
absorption bottle
بطری جذب
scent bottle
شیشه عطری
scent bottle
عطر دان
oxygen bottle
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
nursing bottle
بطری شیربچه
nursing bottle
شیشه شیر بچه
wash bottle
اب فشان
weighting bottle
فرف توزین
hit the bottle
<idiom>
الکل نوشیدن
To bottle up ones anger.
خشم خود را دردل نگاهداشتن
To bottle up a sentiment.
احساسی رادر دل خود جمع کردن
case-bottle
شیشه چارپر
bottle-opener
دربازکنبطری
bottle-feed
بچهایکهشیرخشکرابهشیرمادرشترجیحمیدهد
bottle green
سبزپررنگ
bottle bank
سطلآشغالمخصوصبطری
water bottle
غمغهآب
bottle opener
دربازکن
bottle-dungeon
سیاه چال
beather bottle
خیک
bottle rack
جا بطری
bottle neck
محل تراکم عبور ومرور
bottle companion
هم پیاله
bottle flower
گل دکمه
bottle holder
نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
case bottle
شیشه چارپهلو
case bottle
چارپر
bottle neck
گیر در کار
bottle neck
مانع اشکال کار
bottle brush
شیشه پاک کن
bottle neck
مهلکه
bottle holder
یاور
beather bottle
مشک
leather bottle
مشک
ink bottle
دوات
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
ink bottle
مرکب دان
gourd bottle
قمقمه
gourd bottle
قمقمهای که ازکدوی قلیانی بسازند
bottle holder
یار
gas bottle
سیلندر گاز کپسول گاز
gas bottle
بطری گاز
bottle holder
پشت
The bottle is fI'lled up with water
بطری با آب پر شده است
bottle pocket billiard
بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
bottle top mold
انگشتانه
gas washing bottle
بطری گاز شویی
black glass bottle
بطری
black glass bottle
بطلی
bottle silt sampler
نمونه برداری با بطری
duplex weighting bottle
بطری دو دردار توزین
water bottle clip
گیرهنگهدارندهغمغمه
hot-water bottle
کیسهآبگرم
She is laying a guilt trip on
[is guilt-tripping]
me for not breast feeding.
او
[زن]
به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من
[به او]
شیر پستان نمی دهم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com