Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
fighting load
بار رزمی
fighting load
بار جنگی
fighting load
بارمهمات جنگی
Other Matches
fighting
جنگجو
in-fighting
زد و خورد از فاصلهی کم
in-fighting
مشت زنی از نزدیک
in-fighting
کشمکش درونی
in-fighting
کشمکشتنگاتنگ
in-fighting
جنگ داخلی
fighting
جنگی
fighting
جنگ
fighting
نزاع
fighting cock
خروس جنگی
fighting patrol
گشتی رزمی
cock fighting
بهم انداختن خروسان
cock fighting
خروس بازی
Knock off your fighting right now!
همین الآن از توی سر همدیگر زدن دست بکشید !
He has had his bellyful of fighting.
دیگر از جنگ سیر شده است
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
prize fighting
زد و خورد
fire-fighting
اتش نشانی
fighting ram
غوچ جنگی
fighting ram
راک
fire fighting
اتش نشانی کردن
fire fighting
عکس العمل نسبت به اتش دشمن مبارزه با اتش سوزی
fire fighting
اتش نشانی
heavy fighting is in progress
دارد
heavy fighting is in progress
جنگ سختی جریان
load
انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load
قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
load
کاری که باید انجام شود
load
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load and go
بارکنش و اجرا
able to take a load
<adj.>
بار پذیر
load and go
بار کنش و اجراء
get a load of
<idiom>
دیدن چیزی
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
over load
اضافه بار
to load off
بار اندازی کردن
useful load
بار مفید
to load off
خالی کردن
useful load
فرفیت مفید
load
استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load
نیرو
load
بارزدن
load
بارمهمات هواپیما
load
بارگیری مهمات
load
خشاب
load
بار گیری شدن
load
فیلم
load
سنگین کردن
load
گرانبارکردن
load
تفنگ یا سلاحی را پرکردن
load
خرج گذاری کردن
load
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load
کوله بار
load
بار
load
ذخیره گذاری کردن
load
فشار مسئولیت
load
بارالکتریکی
load
بار داشتن
load
بار خارجی
load
بار کردن
load
بار کردن پر کردن
load
گذاشتن
load
فشنگ
load
فشنگ گذاری
load
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
load
شارژ کردن
load
عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load
بار فشار
load
فرفیت
load
فرفیت بارگیری
load
عملکردماشین یا دستگاه
load
محموله
load
بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
load
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load
بار زدن
load
بارگیری کردن
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
no load torque
گشتاور پیچشی بی باری
no load current
جریان بی باری
non reactive load
بار خارجی ناخودالقا
no load loss
تلف یا تلفات بی باری
non inductive load
بار خارجی ناخودالقا
nominal load
بار اسمی
no load speed
سرعت بی باری
nominal load
بار خارجی اسمی
no load voltage
ولتاژ بی باری
no load switching
سوئیچینگ بی باری
off centre load
بار خارج از مرکز
peak load
بار قلهای
peak load
بار حداکثر
peak load
بار پیک
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
pay load
بارمفید
peak load
حداکثر بار
peak load
بحبوحه مصرف
pay load
فرفیت مفید وسیله نقلیه
pay load
اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
permanent load
بار دائمی
pay load
فرفیت ترابری
on load speed
سرعت بار
peak load
بار خارجی بیشینه
no load condition
حالت بی باری
load reversal
دوره بارگذاری متناوب
load resistance
مقاومت بار
load regulator
رگولاتور بار تنظیم کننده بار
load regulator
نافم بار
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
load point
نقطه بار
load point
شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
load of an ass
خروار
load of an ass
بار خر
load module
واحدبارشو
load module
یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
load module
پیمانه بارشو
load manifest
لیست بارها
load manifest
فهرست بار
load lines
علایم بارگیری
load spread
انتشار نیرو
load spreader
بار پخش کن هواپیما
travelling load
بار متحرک
mission load
بار مبنای عملیاتی
mission load
اماد عملیاتی
maximum load
بار گذاری حداکثر
maximum load
بار حداکثر
lodestaror load
ستاره راهنما راهنما
lodestaror load
ستاره قطبی
load variation
تغییر بار
load variation
نوسان بار
load sharing
شراکت در بارگذاری
load time
زمان بارکردن
load test
ازمایش بار
load test
ازمون بار گذاری
load test
ازمایش با بار خارجی
load voltage
ولتاژ بار
load tension
ولتاژ بار
load switch
کلید بار
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
point load
بار نقطهای
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
unit load
واحد بار
unbalanced load
بار خارجی نامتوازن
ultimate load
بار نهایی
ultimate load
بار گسیختگی
type load
نوع مهمات هواپیما
type load
نوع بار مهمات
total load
بار کل
torsional load
بار پیچشی
to strain under a load
درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
to relieve one of a load
باراز دوش کسی برداشتن
testing load
بار ازمون
testing load
بار ازمایش
tension load
بار کششی
untimate load
بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
variable load
بار متغیر
wartime load
بار مبنای ناو
load-bearing
دیوار باربر
Load the gun.
تفنگ را پر از فشنگ کن
load platform
سکویبار
working load
بار کاربردی
working load
بار مجاز
work load
مقدار کار در واحد زمان
work load
حجم کار
work load
مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
work load
فرفیت کار
work load
کاربار
wind load
بار باد
wind load
سربار ناشی از اثرات باد
wheel load
فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wartime load
بار جنگی ناو
tensile load
بار کششی
tax load
بار مالیات
river load
بار رود
reactive load
بار خارجی القایی
radial load
بار عرضی
pulsating load
بار ضربهای
proof load
بار ازمایشی
prescribed load
بار مهمات مجاز
prescribed load
بار مجاز
suspended load
بار معلق
pre load
بار اولیه
pre load
پیش بار
pre load
بار کردن مقدماتی
platform load
بار کف دار
platform load
بار سکودار
platform load
بار اماده برای بارریزی هوایی
safe load
بار مجاز
scatter load
بار کردن داده ترتیبی در محلهای مختلف
scatter load
حافظه
tail load
بار دم
sustained load
بار طویل المدت
suspensed load
بار اویخته
suspended load
مواد غوطه ور
steady load
بار دائم
static load
بار استاتیک
standard load
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
standard load
بار تنظیم شده
sling load
بار اویزان از هواپیما
sling load
بارمعلق
sling load
بار خارجی هلی کوپتر
single load
بار تک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com