Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
file protect ring
حلقه حفافت پرونده
file protect ring
حلقه حفافت فایل
Other Matches
write protect ring
حلقه حفافت از نوشتن
ring wall or ring fence
حصار گرد
ring wall or ring fence
پرچین یامحجرگرداگرد
protect
حفظ
protect
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protect
یچی که از کپی گرفتن از دیسک جلوگیری میکند
protect
محل حافظه که قابل تغییر نیست
protect
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protect
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protect
توقف آسیب دیدن چیزی
protect
حراست کردن
protect
نیکداشت کردن نگهداری کردن
protect
حفظ کردن حفافت کردن
protect
حفظ کردن
protect
حمایت کردن
protect
در پناه سنگر قرار دادن
protect
محافظت کردن
protect
حفافت کردن
write protect
شیوهای برای محافظت ازنوشته شدن اطلاعات روی دیسک یا نوار
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
write protect
قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
protect by fuse
حفافت با فیوز
copy protect
یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
copy protect
یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
protect bit
ذره حفافتی
protect a player
معاف از انتقال
protect a lead
بازی محافظه کارانه
protect fuse
فیوز محافظ
protect a bill
وجه براتی را تامین کردن
protect tab
تبمحافظ
write protect disable
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
protect home judustry
حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
write protect tab
حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
to protect home industry
صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
write protect notch
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
v ring
مثلث شکاف درجه
ring
احاطه کردن
o ring
واشر
ring d.
فاخته
ring d.
قمری
ring
تلفن زدن
ring off
قطع کردن تلفن
ring off
قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
to ring up
با زنگ فراخواندن
v ring
تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
to ring up
تلفن کردن به
to ring the changes
کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
to ring off
قطع کردن
to ring off
بریدن
x ring
دایره مرکزی هدف تیراندازی
to ring for
با زنگ صدا کردن
there was no ring
کسی زنگ نزد
there was no ring
کسی تلفن نکرد
ring with
منعکس کردن
ring up
به کسی تلفن کردن
to ring up
کسیرا پشت تلفن خواستن
ring
لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
ring up
<idiom>
اضافه کردن آمار پولی
ring
احاطه کردن زنگ اخبار
ring
گرد امدن
ring
حلقه زدن
ring
چرخ خوردن
ring
صحنه ورزش
ring
طوقه
ring
جسم حلقوی
ring
گود
ring
عرصه
ring
انگشتر میدان
ring
گروه
ring
محفل
ring
حلقه
o-ring
حلقهoشکل
ring up
<idiom>
تلفن زدن
ring
صدای زنگ تلفن طنین
ring
تویولوژی شبکه که در آن سیم پیچی به ترتیب ایستگاههای کاری را بهمم وصل میکند
ring
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
ring
نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
ring
تلفن حلقه
ring
طنین انداختن صدای زنگ
ring
میدان
ring
صدا کردن
ring
رینگ بوکس
ring
محوطهای باطناب محصور شده به اندازه 6 متر مربع
ring
زنگ زدن
ring
ناقوس
ring bolt
میخ پیچ حلقه دار
To be in the ring (arena).
تو گود بودن ( درمتن قرار داشتن )
ring a bell
<idiom>
یک مرتبه موضوعی را به خاطر آوردن
ring current
جریان در حلقه
ring current
جریان حلقه
ring counter
شمارنده حلقهای
ring cartilage
حلقوی
ring cartilage
حلقهای
ring bone
استخوان زیادی در بخولق اسب
ring aperture
حلقه
ring armature
ارمیچر حلقوی
ring bark
پوست درختی را حلقه ایی بریدن
ring dove
قمری
ring dove
فاخته
ring shift
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
ring shift
تغییر مکان حلقهای
ring plover
جلود
ring plover
اب چیلک
trim ring
حلقهدورشعله
umbrella ring
حلقهچتر
ring of the buoy
shackle bouy
ring network
شبکه حلقهای
gas ring
لولهگازچراغخوراکپزی
ring nebula
سحابی حلقوی
ring nebula
ابری حلقوی
ring master
رئیس سیرک
ring mail
زره
ring indicator
نشان دهنده حلقه
ring dove
جنگلی
ring dove
کبوتر
race ring
رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
race ring
رینگ و پایه مسلسل
race ring
طوقه سرسرهای
napkin ring
حلقه دستمال پا سفره
mooring ring
حلقه مهار
mantle ring
تیر حمال حلقوی شکل
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
key ring
حلقه کلید
ring clossure
حلقه بندی
gimbal ring
اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نما وچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
jack ring
خاموت
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
jack ring
طوق جک
growth ring
دایره رشد
growth ring
دایره سالیانه
nose ring
حلقهای که به بینی گاومیزنند تا بدان اورابکشند
ear-ring
آویز
packing ring
رینگ
race ring
سینی دوار
protection ring
حلقه حفافت
protecting ring
حلقه حفافت کننده
ring network
شبکه حلقوی
arch-ring
منحنی باربر
corbel-ring
نواره
prize ring
محل مسابقه مشت زنی
prize ring
گود مسابقه
piston ring
رینگ پیستون
peg in the ring
بازی فرفره چرخابی در توی دایره معین
ear-ring
گل آویز
padded ring
حلقه پوشش دار
give a ring
زنگ زدن
eye ring
هرقهچشم
locking ring
حلقهقفلکننده
to ring the knell of anything
فاتحه چیزی راخواندن
to ring the knell of anything
موقوف شدن چیزی را اعلام کردن یاجار زدن
to ring the curtain up or down
پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
pulling ring
حلقهکشش
rein ring
دهانهحلقه
retaining ring
حلقهنگهدارنده
ring gate
دهانهحلقوی
to ring a bull
حلقه دربینی گاوکردن
ring motorway
شاهراهحلقوی
ring nut
حلقهمهره
ring post
لبهزمینبوکس
there is a ring at the door
دم در زنگ میزنند
the ring finger
بنصر
lock ring
حلقهقفل
to tilt at the ring
سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
keeper ring
حلقهنگهدارنده
double ring
گوددوبله
cooker ring
شعلهیگاز
class ring
حلقهطبقهای
cheek ring
حلقهاصلی
burner ring
حلقهچراغخوراکپزی
bucket ring
زبانهحلقه
bottom ring
حلقهزیرین
band ring
حلقهنواری
annual ring
حلقهیکساله
focusing ring
حلقهکانونی
focussing ring
حلقهکانون
hang-up ring
حلقهمحلآویزسشوار
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
hoisting ring
حلقهاتصال
the ring finger
انگشت حلقه
teething ring
حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
Lantern ring
رینگ مشبک یا پنجره ای
ring topology
معماری شبکه که هر گره
ring tension
کشش حلقوی
ring tailed
دم حلقهای
tip-ring
حلقهنوک
treble ring
حلقهسهلایه
ring tailed
دارای حلقههای رنگی در دم
ring structure
ساختار حلقهای
ring streaked
مخطط
ring streaked
دارای خطوط گرد در روی بدن
ring straked
مخطط
ring straked
دارای خطوط گرد در روی بدن
ring stool
چهارپایه مخصوص استراحت بین روندهای بوکس
ring spanner
اچار رینگ
ring snake
مار حلقه دار اروپایی
ring topology
در حلقه بهم وصل هستند
stay ring
حلقهثابت
solitaire ring
حلقهتکنگینی
split ring
فنر نمونه گیر
speed ring
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com