English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (8 milliseconds)
English Persian
film leader سر
film leader فیلم
Search result with all words
film leader indicator راهنمایفیلمخودکار
Other Matches
leader سر دسته
leader رئیس
leader رکورد اولیه حاوی اطلاعات
leader درباره سایر رکوردهای فایل
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leader قطعه ریسمان بین نخ اصلی و قلاب ماهیگیری
leader سرپرست
leader فشنگ راهنمای پیچی
leader پیشوا
leader رهبر
leader راهنما فرمانده
leader قائد
leader سردسته
leader فرمانده دسته
leader هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
leader پیشتاز
floor leader رهبر فراکسیونهای مجلس
flight leader فرمانده پرواز
follow-my-leader نوعیبازیبچهگانه
section leader فرمانده رسد یا جوخه
leader of the negotiations سرپرست مذاکرات
file leader سردسته
file leader سرقطار
leader merchandising پیشرو در عرضه
leader pricing پیشرو در قیمت گذاری
market leader پیشرو بازار
market leader پیشقدم در بازار
platoon leader فرمانده دسته
market leader دارای رهبریت بازار
loss leader بفروش میرسد کالایی که به منظور جلب توجه مشتری زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد
loss leader کالایی که با قیمت پایین
loss leader کالایی که با ضرر فروخته میشود
leader's rule تعیین مسافت امن
spiritual leader امام
file leader پیشرو
leader's rule روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار
brand leader بهترین علامت تجاری بهترین مارک
brand leader مارک معروف
file leader سردسته
brand leader علامت تجارتی
brand leader پیشرو در بازار
cheer leader شیپورچی
cheer leader رهبر تماشاگران
squadron leader سرگرد هوایی
file leader پیش اهنگ
tone leader generator ژنراتوررهبریصدا
friday prayer leader امام جمعه
film غبار
film سینما
film فیلم سینما
film فیلم عکاسی
film پرده نازک
film پوسته
film غشا
film فیلم
film تاری چشم فیلم برداشتن از
film disc صفحهفیلم
cassette film فیلمدوربین
cartridge film فیلمفشنگی
x ray film فیلم رونتگن
lidding film سرپوش لیوان
thin film لایه نازک
thin film غشای نازک
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
lidding film کلاهک لیوان
sheet film فیلمصفحهای
film star ستارهیکفیلم- سوپراستار
roll film فیلملولهای
film sprocket پایهنگهدارفیلم
film speed ضبطشتاب
film pack جایفیلم
The message of the film is that ... پیام این فیلم این است که ...
film-strip نوار فیلم
magnetic film لایه فیلم مغناطیسی
magnetic film غشاء مغناطیسی
instruction film فیلم درسی
film badge برگ شناسایی فیلم
gas film لایه یا قشر گازی
film resistor مقاومت غشایی
film recorder فیلم نگار
film reader فیلم خوان
film evaporator تبخیر کننده پوسته
film developer سازنده فیلم
film cutout فیوز پوستهای
film badge علامت تشعشعات اتمی
acetate film پوسته استاتی
acetate film فیلم استاتی
film strip نوار فیلم
film-strips نوار فیلم
instruction film فیلم اموزشی
negative film فیلم منفی
oxidation film قشر اکسید
oxide film لایه اکسیدی
oxide film قشر اکسیدی
positive film فیلم مثبت
film recorder ضباط فیلم
reversal film فیلم معکوس
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
film cassette chamber محلقرارگیریفیلم
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
thin film circuit مدار غشایی نازک
thick film circuit مدار غشایی ضخیم
thin film memory حافظه غشایی نازک
film rewind system دستگاهپرگردانفیلم
film rewind knob دکمهچرخشفیلم
She portrays a dancer in the film. او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
magnetic film storage ذخیره فیلم مغناطیسی
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic thin film غشاء نازک مغناطیسی
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
still video film disc سطحفلاپیدیسک
film guide roller حلقهراهنمایفیلم
film guide rail ریلراهنمایفیلم
film drying cabinet مخزنخشککنندهعکس
To take pictures. To photograph. To film. عکس انداختن
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
magnetic thin film memory حافظه فیلم نازک مغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com