English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
English Persian
final awards judgements احکام قطعی
Other Matches
judgements حکم
judgements قضاوت
judgements رای
judgements داوری
judgements حکم محکمه
value judgements قضاوت ارزشی
judgements احکام
judgements دادرسی داوری
judgements رای دادگاه قضاوت
judgements دادرسی فتوی
contradictory judgements احکام مغایر
awards جایزه
awards جایزه دادن جایزه
awards فتوا
awards حکم هیات داوری
awards نشان
awards پاداش تقدیر
awards پاداش دادن
awards امانت گذاردن
awards سپردن
awards مقرر داشتن اعطا کردن
awards رای
awards رای حکمیت
awards مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awards رای داور
awards حکم
awards فتوی
awards اعطا
awards اعطاکردن
awards رای دادن
awards فتوی دادن
awards and decorations مدالها و نشانها
awards and decorations جوایز ونشانها
unit awards تشویق نامه یکانی
unit awards جوایز یکانی
final value ارزش نهایی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final قطعی
final تهایی
final مسابقه نهایی
final فینال
final اخرین
final پایانی
final نهایی
final غایی قطعی
final قاطع
final غایی
final نهائی
to have the final [last] word <idiom> حرف خود را به کرسی نشاندن
final state حالت پایانی
final set حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
final result نتیجه نهایی
final report گزارش نهایی
final protocol مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
final process دستور اجرای حکم
final price اخرین قیمت
final price قیمت نهائی
final position وضعیت نهایی
final payment پرداخت نهایی
final temperature درجه حرارت نهایی
final term جمله نهایی
final test ازمایش نهائی
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
Is that your final word ? همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
Cup Final بازیفینال
semi-final مسابقات نیم پایانی
semi-final نیم پایانی
final whistle سوت پایان [ورزش]
semi-final نیمه نهایی
final velocity سرعت نهایی
final payment پراخت نهائی
final measurement اندازه گیری نهایی
final decision رای قطعی و نهایی
final cut برش نهایی
final award رای قطعی
final cinditions شرایط فینال
final acceptance آزمایش قبولی نهایی ناو
final cinditions شرایط پایانی
final act سند نهایی
final act قطعنامه
final assembly نصب نهایی
final assembly مونتاژ نهایی
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
final demand تقاضای نهائی
final destination مقصد نهایی
final diameter قطر نهایی
final judgement حکم نهایی
final invoice صورت حساب نهایی
final instrument معادل act final
final heading سمت پرواز یا حرکت نهایی
final heading مسیر پرواز نهایی
quarter final یک چهارم نهایی
final goods کالا برای مصرف نهائی
final goods کالای نهائی
final drive محرکه محور عقب
final drive چرخ گرداننده نهایی شنی
final drive گرداننده نهایی
quarter-final یک چهارم نهایی
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
and that is flat(final)!No arguments! چون وچراهم ندارد !
final boiling point نقطه جوش پایانی
full and final settlement تسویه تمام و کمال
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
final setting time مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com