English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
English Persian
final decision رای قطعی و نهایی
Other Matches
decision جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decision نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decision مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decision اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند
decision تصمیم گیری برای انجام کاری
take a decision اتخاذ تصمیم کردن
to come to a decision رای دادن [قانون]
to come to a decision تصمیم گرفتن
decision دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decision علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decision عزم
decision تصمیم
decision حکم دادگاه داوری
decision نتیجه
decision رای
decision مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
decision قرار
decision برنده کشتی با امتیاز
decision برنده با امتیاز
decision table جدول تصمیمی
decision theory تئوری تصمیم
decision model الگوی تصمیم گیری
decision theory نظریه تصمیم گیری
decision process فرایند تصمیم
decision table جدول تصمیم گیری
decision structure ساختار تصمیم
decision symbol علامت تصمیم
decision table جدول تصمیم
logical decision تصمیم منطقی
decision tree مسیر تصمیم گیری
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
premature decision تصمیم نا بهنگام یا شتاب امیز
split decision رای اکثریت داوران
to plead against a decision نسبت به تصمیمی اعتراض کردن
to make a decision رای دادن [قانون]
to make a decision تصمیم گرفتن
decision variable متغیر تصمیم گیری
decision tree درخت تصمیم
decision altitude ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
decision box جعبه تصمیم
decision criteria ضوابط تصمیم گیری
decision height حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
decision instruction دستورالعمل تصمیمی
decision instruction دستورالعمل تصمیم
decision lag تاخیر زمانی در تصمیم گیری
decision maker تصمیم گیرنده
decision making تصمیم گیری
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
decision making unit واحد تصمیم گیرنده
decision making policy سیاست تصمیم گیری
A one-sided(unilateral)decision. تصمیم یکجانبه
It was a well - timed ( timely ) decision . تصمیم بموقعی بود
make or buy decision تصمیم به ساخت یاخرید
final غایی
final نهائی
final قاطع
final غایی قطعی
final نهایی
final پایانی
final اخرین
final value ارزش نهایی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final قطعی
final تهایی
final مسابقه نهایی
final فینال
final whistle سوت پایان [ورزش]
final test ازمایش نهائی
final term جمله نهایی
final temperature درجه حرارت نهایی
final state حالت پایانی
final set حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
final result نتیجه نهایی
final report گزارش نهایی
final velocity سرعت نهایی
Is that your final word ? همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
to have the final [last] word <idiom> حرف خود را به کرسی نشاندن
Cup Final بازیفینال
semi-final مسابقات نیم پایانی
semi-final نیم پایانی
semi-final نیمه نهایی
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
final protocol مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
quarter final یک چهارم نهایی
final drive گرداننده نهایی
final diameter قطر نهایی
final destination مقصد نهایی
final demand تقاضای نهائی
final cut برش نهایی
final cinditions شرایط فینال
final cinditions شرایط پایانی
final assembly نصب نهایی
final assembly مونتاژ نهایی
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
final act قطعنامه
final act سند نهایی
final acceptance آزمایش قبولی نهایی ناو
final award رای قطعی
quarter-final یک چهارم نهایی
final drive چرخ گرداننده نهایی شنی
final drive محرکه محور عقب
final judgement حکم نهایی
final measurement اندازه گیری نهایی
final payment پراخت نهائی
final payment پرداخت نهایی
final position وضعیت نهایی
final price قیمت نهائی
final price اخرین قیمت
final process دستور اجرای حکم
final invoice صورت حساب نهایی
final goods کالای نهائی
final goods کالا برای مصرف نهائی
final heading مسیر پرواز نهایی
final heading سمت پرواز یا حرکت نهایی
final instrument معادل act final
final awards judgements احکام قطعی
final setting time مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
full and final settlement تسویه تمام و کمال
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
and that is flat(final)!No arguments! چون وچراهم ندارد !
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
final boiling point نقطه جوش پایانی
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com