English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
English Persian
financial status وضع مالی
Other Matches
financial مالی
financial a اداره مالیه
financial e. متخصص مالی
financial expenses هزینههای مالی
financial data اطلاعات مالی
financial data اطلاعات مربوط به امور مالی
financial assets موجودی مالی
financial feasibility امکان مالی
financial intermediary واسطه مالی
financial intermediary موسسه مالی واسطه
financial inventory ذخایر پولی
financial crisis بحران مالی
financial circles محافل مالی
financial assets دارائیهای مالی
financial agency اداره مالیه
financial agency اداره دارایی
financial affairs امور مربوط به مالیه
financial affairs امور مالی
financial accounts حساب های مالی
financial ability تمکن مالی
financial bill لایحه مالی
financial budget بودجه مالی
financial capital سرمایه مالی
financial centers مراکز مالی
financial years سال مالی
financial year سال مالی
financial property اموال پولی
financial property داراییهای پولی
financial relations روابط مالی
financial secretary مشاور مالی
financial statement صورت وضعیت مالی
financial statement صورت مالی گزارش مالی
financial tribunal دیوان محاسبات
financial adviser مشاور مالی
financial market بازار مالی
financial position وضعیت مالی
financial policy سیاست مالی
financial inventory ذخایر مالی
financial investment سرمایه گذاری مالی
financial management مدیریت مالی
financial period دوره مالی
financial plan برنامه مالی
financial planning برنامه ریزی مالی
financial mission هئیت مامورین مالی
financial planning system سیستم برنامه ریزی مالی
annual financial statement گزارش مالی سالانه
administrative(financial,legal)process. جریان اداری (مالی .حقوقی )
chief financial officer [CFO] مدیر امور مالی
Financial Times Share Index شاخصقیمتهایسهام
status اهمیت یا موقعیت
status یک بیت در کلمه که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت و نتیجه یک عملیات است
status سیگنال کامپیوتری برای درخواست اطلاعات از وضعیت خط ی ترمینال
status ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
status کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
status وضع اجتماعی یا قانونی
status مقام
status وضعیت
status حالت
status حال پایه
status شان
status پایگاه
status مشابه 9596
status خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
status وضع
Financial Times Stock Exchange 100 Index شاخصقیمتهایسهام
status board تابلوی وضعیت
personnel status وضع افراد
professional status پایگاه حرفهای
social status پایگاه اجتماعی
status enquiry پرسش نامه وضعیت
status code رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
social status موقعیت اجتماعی
status board تابلوی نشان دهنده وضعیت
socioeconomic status پایگاه اجتماعی- اقتصادی
status enquiry پرسش درخصوص وضعیت مشتری
status map نقشه وضعیت نما
status symbols علامت مقام
status symbols نماد منزلت
status symbol نشانهی شان و اعتبار
status symbol علامت مقام
status symbol نماد منزلت
status report گزارش وضعیت
status register ثبات وضعیت
status of limitations قانون مرورزمان
status board تابلو وضعیت
status word کلمه وضعیت نما
status symbols نشانهی شان و اعتبار
personnel status وضعیت پرسنلی
duty status وضعیت خدمتی
status quo وضع کنونی حالت طبیعی
status quo وضع فعلی
status quo وضع کنونی وضع موجود
marital status وضع تاهل
achieved status پایگاه اکتسابی
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
active status خط مشی فعال توپخانه
caretaker status وضعیت منتظر استفاده تاسیسات ذخیره تاسیسات منتظر اشغال
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
class status پایگاه طبقهای
control status وضعیت کنترلی
control status وضعیت کنترل اتش
device status وضعیت دستگاه
status quo وضع موجود
low status دون پایه
nonduty status حالت یا وضعیت بدون کاری عدم حضور در سر خدمت معلق
mental status وضع روانی
maintenance status وضعیت نگهداری
nonpay status حالت انتظار خدمتی
inactive status خط مشی خاموش
inactive status وضعیت غیرفعال اتشبارغیرفعال
inactive status حالت انتساب
nonpay status وضعیت قطع حقوق
high status بلندپایه
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
personal status احوال شخصیه
civil status office دفتر سجل و احوال
program status word کلمه وضعیت برنامه
Status . Position and rank. مقام ومنزلت ( جاه ومقام )
program status word کلمه وضیت برنامه
To preserve the status quo . وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
It is not much of a reputation (status symbol) for one. اینهم برای آدم شهرت نشد
channel status word کلمه وضعیت مجرا
key status indicator نشانگر وضعیت کلید
two sided disk status اعلام نصب یک دیسک دو طرفه
equal status persons افراد همپایه
citizenship [status of a citizen] ملیت [حقوق] [سیاست]
status quo ante bellum حالت پیش از جنگ
She is not mindful of her social position ( status ) . متوجه موقعیت اجتماعی اش نیست
to tarnish something [image, status, reputation, ...] چیزی را بد نام کردن [آسیب زدن] [خسارت وارد کردن] [خوشنامی ، مقام ، شهرت ، ... ]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com