Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
finite group
گروه متناهی
[ریاضی]
Other Matches
finite
متناهی
finite
محدود
finite
کراندار
finite series
رشته کراندار
finite integral
انتگرال محدود
finite universe
جهان بسته
finite verb
فعل مسندی
finite population
جامعه محدود
finite set
مجموعه متناهی
[ریاضی]
finite universe
جهان متناهی
finite difference
تفاضل متناهی
finite precision numbers
استفاده از تعداد بیتهای ثابت برای نمایش اعداد
finite element method
روش المان محدود
group
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
جمع اوری چندین چیز با هم
we group
گروه خودی
in group
گروه خودی
out group
برون گروه
t group
گروه حساسیت اموزی
t group
گروه T
group
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
ناوگروه
group
گروه رزمی
group
جمع شدن
group
دسته دسته کردن
group
جمعیت گروه بندی کردن
group
انجمن
group
گروه
group
دسته
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
دسته بندی کردن
group
حزب
group
شیعه
group test
ازمون گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group structure
ساخت گروهی
minority group
گروه اقلیت
group theory
نظریه گروهها
leaving group
گروه ترک کننده
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group
گروه نامتناهی
local group
گروه محلی
marginal group
گروه حاشیهای
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
membership group
گروه عضویت
group velocity
سرعت گروهی
group separator
جداساز گروه
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing
چاپ گروهی
group index
اندیس گروه
group index
شاخص گروه
group identification
همانند سازی گروهی
group frequency
بسامد گروهی
group factors
عاملهای گروهی
group dynamics
پویش گروهی
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group interview
مصاحبه گروهی
group mark
نشان گروه
group pressure
فشار گروهی
group of targets
گروه هدفها
group of targets
گروه اماجها
group theory
نظریه گروهی
group norms
هنجارهای گروهی
group membership
عضویت گروهی
group mark
علامت گروه
group drive
محرکه گروهی
natural group
گروه طبیعی
splinter group
گروهجداییطلب
interest group
علایقگروهی
group practice
گروهپزشکی
ginger group
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
گروه قیدی
within group variance
پراکنش درون گروهی
user group
گروه کاربران
user group
گروه استفاده کننده
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
Group theory
نظریه گروه ها
[ریاضی]
management group
ائتلاف تجاری
management group
ائتلاف چند شرکت
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
task group
گروه ماموریت زمینی
task group
ناو گروه مامور اجرای عملیات
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group
گروه مرجع
product group
کالاهی مشابه
primary group
گروه نخستین
point group
گروه نقطهای
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
phosphoryl group
گروه فسفریل
noun group
گروهکلمات
open group
گروه باز
salvage group
گروه بازیابی وسایل
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
tail group
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
گروه تقارن
substituent group
گروه استخلافی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group
گروه معیاریابی
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
side group
گروه جانبی
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group
گروه گزیده
norm group
گروه هنجار
control group
گروه گواه
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
گروه خدمات ساحلی
battle group
گروه نبرد
battle group
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group
گروه تک به ساحل
attack group
گروه تک
artillery group
گروه توپخانه
army group
گروه ارتش
between group variance
پراکنش میان گروهی
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
commutative group
گروه جابجاپذیر
command group
گروه فرماندهی
coacting group
گروه همکار
closed group
گروه بسته
carboxylic group
کروه کربوکسیلی
carbonyl group
گروه کربونیل
bridging group
گروه پل شده
bridged group
گروه پل شده
armor group
گروه زره تانک
armor group
گروه زرهی
amino group
گروه امینی
acid group
گروه اسید
abelian group
گروه ابلی
group therapy
گروه درمانی
peer group
گروه همسالان
blood group
گروه خون
blood group
تعیین کردن
blood group
گروه خونی
age group
گروه سالخور
acid group
گروه اسیدی
acidic group
گروه اسید
alkyl group
گروه الکیلی
alkyl group
گروه الکیل
air group
گروه هوایی یک ناو
air group
گروه هوایی
aiming group
دستگاه مثلث گیری
aiming group
عوامل مثلث گیری
pressure group
گروه فشار
acidic group
گروه اسیدی
age group
گروه سنی
functional group
گروه عاملی
group casting
ریخته گری
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
group acceptance
پذیرش گروهی
end group
گروه انتهایی
entering group
گروه وارد شونده
entry group
گروه واجد شرایط
experimental group
گروه ازمایشی
group captain
سرهنگ هوایی
group atmosphere
جو گروهی
feeding group
گروه تغذیه کننده
group analysis
تحلیل گروه
feeding group
قسمت خوراک دهنده
gas group
گروه گاز
formal group
گروه رسمی
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
detail group
دسته ماموربیگاری
group consciousness
اگاهی گروهی
encounter group
گروه رویارویی
group selector
سلکتور گروهی
group contagion
سرایت گروهی
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
criterion group
گروه ملاک
group discussion
بحث گروهی
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
group casting
ریخته گری گروهی
dead group
زاویه بیروح
deactivating group
گروه کم کننده فعالیت
dead group
زمین بیروح
detail group
قسمت بیگاری
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
Why dont you join our group. ?
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
activated methylene group
گروه متیلن فعال شده
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
opposition parliamentary group
گروه مخالف در مجلس پارلمانی
[سیاست]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
group flashing light
چشمک زن دستهای
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
age group competition
مسابقه برحسب گروه سنی
computer users group
گروه استفاده کننده کامپیوتر
date time group
گروه ساعت و زمان
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
special interest group
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com