Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (7 milliseconds)
English
Persian
flank development
گسترش جناحی
Other Matches
right flank
سمت راست
flank
دامنه جناح
out flank
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
right flank
جناح راست
flank
جبهه
flank
تهیگاه
flank
پهلو
flank
جناح
flank
طرف
flank
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flank
احاطه جناحی
flank
پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
dexter flank
قالبفلزی
disposed flank
جناح مکشوف جوانب باز
disposed flank
جناح باز
cross from a flank
عبوراز یک جناح
cross from a flank
یک جناح را دور زدن
disposed flank
طرفین باز
flank openings
گشایشهای جناحی شطرنج
by the left or right flank
به جناح راست یا چپ ناو
tooth flank
دامنه دندانه
flank circle
جفتی خرک
left flank
جناح چپ
left flank
میسر
flank vault
پرش یکطرفه بر روی خرک
flank speed
حداکثر سرعت قایق
flank speed
حداکثر سرعت
flank observation
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
flank observation
دیدبانی جناحی
flank guard
پهلودار
flank speed
سرعت جانبی
flank crossing
عبوراز جناح دشمن
flank crossing
دور زدن جناح دشمن
sinister flank
خطپهلو
left flank march
فرمان سمت چپ رو
left flank march
سمت چپ رو
self development
پیشرفت نفس خود پیش برد
development
ترقی نمو
development
فهور
development
ایجاد
under development
دردست توسعه
development
رشد
development
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
development
رشد پیشرفت
development
گسترش
development
گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
development
بسط
development
زمان لازم برای توسعه محصول جدید
development
برنامه ریزی تولید محصول جدید
well development
توسعه و شستشوی چاه
development
پیشرفت
development
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
development
کامپایل و رفع عیب نرم افزار جدید را میدهد
development
مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش
development
توسعه
self development
توسعه نفس
development
تکامل یافتن
manpower development
پرورش نیروی انسانی
mental development
رشد ذهنی
motor development
رشد حرکتی
land development
احیای اراضی
pattern of development
الگوی توسعه
research and development
تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
rural development
توسعه روستائی
housing development
محوطهایکهبهتازگیدرآنخانهتاسیسشدهاست
sexual development
رشد جنسی
social development
توسعه اجتماعی
software development
توسعه نرم افزاری
technical development
توسعه فنی
uneven development
توسعه نامتوازن
research and development
تحقیق و توسعه
regional development
توسعه ناحیهای
personnel development
برنامه ریزی استخدامی
phasess of development
مراحل توسعه
pole of development
قطب توسعه
top down development
توسعه از بالا به پایین
recent development
بسط تازه
recent development
بسط جدید
recent development
فهورتازه
regional development
توسعه منطقهای
design development
آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
inward looking development policies
درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
bank development
گسترش شبکه بانکی
development planning
برنامه ریزی توسعه
development plan
طرح ارایش زمین
development plan
طرح گسترش
development plan
برنامه توسعه
development order
دستوربهبود اماد
development order
دستور ساخت اماد
development countries
کشورهای قابل توسعه
development cost
هزینه توسعه در تولیدمحصول
development budget
بودجه عمرانی
development bank
بانک توسعه
curriculum development
برنامه ریزی درسی
cultural development
توسعه فرهنگی
combat development
پیشرفت اموزش رزمی
combat development
توسعه رزمی
child development
رشد کودک
base development
ساختن پایگاه
base development
تهیه پایگاه
development policy
سیاست توسعه
historical development
سیر تاریخی
inward looking development policies
سیاستهای توسعه "درون نگر " سیاست هائی است که بر خود اتکائی اقتصادی
internal development
رشد داخلی
historical development
توسعه تاریخی
force development
برنامه تشکیل یکانها
internal development
توسعه داخلی
force development
برنامه تامین یا بسیج یکانها
ecosystem development
گسترش بوم سازگان سازگان بوم گسترد
economic development
توسعه اقتصادی
eco development
بوم گسترد
eco development
بوم گسترش
development system
سیستم توسعه یافته
development tools
ابزار توسعه
development time
زمان توسعه
development aid worker
دستیار مدد کار
[برای توسعه دادن کشوری]
development aid worker
دستیار داوطلب
[برای توسعه دادن کشوری]
development aid volunteer
دستیار مدد کار
[برای توسعه دادن کشوری]
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
anti development policy
سیاست ضد توسعه
program development tools
ابزار توسعه برنامه
development support library
امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
spike
[in a curve/development etc.]
پالس بسیار بلند و ناگهانی
[در نمودار تکاملی و غیره]
desired rate of development
نرخ مطلوب توسعه
microcomputer development system
سیستم توسعه ریزکامپیوتر
program development cycle
چرخه ایجاد برنامه
development aid volunteer
دستیار داوطلب
[برای توسعه دادن کشوری]
bayley scale of infant development
مقیاس بیلی برای رشدکودکان
big push theory of development
نظریه فشار شدید توسعه
lincoln oseretsky development scale
رشد سنج لینکلن- اوزرتسکی
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com