Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
flank guard
پهلودار
Other Matches
flank
پهلو
flank
دامنه جناح
out flank
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
right flank
جناح راست
right flank
سمت راست
flank
طرف
flank
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flank
تهیگاه
flank
پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
flank
احاطه جناحی
flank
جبهه
flank
جناح
flank speed
حداکثر سرعت
flank speed
سرعت جانبی
flank speed
حداکثر سرعت قایق
flank vault
پرش یکطرفه بر روی خرک
left flank
جناح چپ
flank openings
گشایشهای جناحی شطرنج
flank observation
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
flank observation
دیدبانی جناحی
disposed flank
طرفین باز
disposed flank
جناح مکشوف جوانب باز
cross from a flank
عبوراز یک جناح
cross from a flank
یک جناح را دور زدن
flank circle
جفتی خرک
flank crossing
دور زدن جناح دشمن
flank crossing
عبوراز جناح دشمن
flank development
گسترش جناحی
by the left or right flank
به جناح راست یا چپ ناو
left flank
میسر
disposed flank
جناح باز
sinister flank
خطپهلو
tooth flank
دامنه دندانه
dexter flank
قالبفلزی
left flank march
فرمان سمت چپ رو
left flank march
سمت چپ رو
to keep guard
موافب
to be on guard
بودن احتیاط کردن
to be on guard
موافب
take guard
وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
on guard
اماده توپگیری اماده برای توگیری
on ones guard
موافب
to keep guard
بودن احتیاط کردن
right guard
نگهبانراست
off-guard
درانتظارپیشامدبد
off guard
<idiom>
غیر قابل پیش بینی ،غیر منتظره
on guard
<idiom>
آگاه ،بادقت
out guard
گشتی صحرایی
out guard
گشتی
on guard
گارد گرفتن
on guard
اماده برای دفاع باشید
on guard
مراقب بودن نگهبان بودن
on guard
هشیار
on guard
نگهبان
on guard
بحالت محافظ باش
on guard
بحالت گارد
off ones guard
بیرون ازپاسگاه برکنارازنگهبانی
off ones guard
غافل
on guard
گاردگرفتن
on ones guard
متوجه
on ones guard
درپاسگاه
on guard
درسرنگهبانی
guard
پاسداری دادن
guard
حفافت کردن
guard
محافظ گارد
guard
نرده حفافتی
guard
حالت دفاعی شمشیرباز
guard
نگهبانی دادن
guard
پناه
guard
احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard
محافظت کردن نگهبانی کردن
guard
پاییدن پاسداری کردن
guard
گارد
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
guard
نگهبان
guard
محافظت کردن
guard
کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard
پاسدار
guard
پاسبان مستحفظ
guard
صفحه محافظ روکش محافظ
guard
watch
guard
روکش کشیدن
old guard
محافظه کار سیاسی
guard
محافظ
seaman guard
گارد دریایی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
radio guard
نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
safe guard
حفافت
safe guard
نگهداری
road guard
پلیس راه
road guard
ژاندارم
praetorian guard
گارد ویژه
rear guard
نیروی عقب دار
open guard
گارد باز
picket guard
دژبان
picket guard
پاسبان اردوگاه
plane guard
ناوگارد نجات
plane guard
ناو نجات
point guard
موقعیت گارد
radio guard
نگهبان بی سیم
rat guard
موش بند
rat guard
صفحه مانع ورودموش
guard dog
سگنگهبان
rear guard
عقب دار
sergeant of the guard
گروهبان پاسدار
sergeant of the guard
گروهبان نگهبان
shin guard
ساقبند
neck guard
حافظگردن
on guard line
خطحافظ
overhead guard
حافظبالایسر
to nount guard
به نگهبانی رفتن
snow guard
محافظبرف
tendon guard
محافظزردپی
toe guard
حافظانگشتان
trigger guard
حافظماشه
wind guard
محافظباد
guard's van
کالسکهنگهبانقطار
border guard
پلیس مرزبانی
left guard
محافظچپ
key guard
راهنمایکلید
skate guard
پرش روی تیغه اسکیت
splash guard
گلگیر
stand guard
نگهبانی دادن
state guard
نیروی نظامی ایالتی
state guard
ارتش ایالتی
yeoman of the guard
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
to guard against danger
مواظب خطر بودن
to relieve guard
نگهبان راعوض کردن
watch guard
زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
blade guard
تیغهلبه
breech guard
حافظتهساز
chin guard
حافظچانه
clothing guard
حافظپارچه
guard dog
سگ پلیس
eye guard
حافظچشم
guard dog
سگ نگهبان
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
body guard
نگهبان
armed guard
گارد مسلح
gear guard
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
guard assembly
محفظه
guard assembly
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
guard band
باند نگهبان
guard band
بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
guard bit
یک بیت در کلمه ذخیره شده که بیان میکند آیا میتواند تغییر کند یا محافظت شده است
guard cell
یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
guard cell
گیاهی را تشکیل میدهند
guard house
پاسدارخانه
guard house
پاسگاه
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
guard mount
مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
body guard
هنگ ویژه
bumper guard
سپر ماشین
bumper guard
روکش سپر
custodial guard
گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
double guard
دفاع با دو دست
dress guard
اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
guard ship
ship mission active
escort guard
گارد محافظ
escort guard
محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
face guard
ماسک محافظ
fire guard
پیش بخاری
fire guard
حائل اتش
flag guard
گارد پرچم
flag guard
نگهبان پرچم
color guard
پاسدار پرچم
color guard
گارد پرچم
coast guard
گارد کرانه
cable guard
نگهدارنده کابل
guard of honor
گارد احترام
guard of honor
پاسدار تشریفات
body guard
موکب
advance guard
پیش لشکر پاسدار
life guard
نگهبان
life guard
گارد
life guard
هنگ ویژه
main guard
پست نگهبانی اصلی
mud guard
گلگیر
national guard
گارد ملی
obstruction guard
میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
advance guard
پیش قراول
guard-rails
نرده
officer of the guard
افسر گارد احترام
guard-rails
ریل نگهدار حائل ریل
guard-rail
نرده
guard-rail
ریل نگهدار حائل ریل
guard rail
نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
advance guard
پیشرو
air guard
گشتی هوایی
guard rail
نرده دست انداز راه پله
guard room
پاسدارخانه
guard signal
علامت نگهبان
guard rail
جان پناه
interior guard
نگهبان داخلی
guard post
پایه نگهبان
guard plank
تخته محافظ
knuckle guard
کارد
knuckle guard
انگلیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com