English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 12 (2 milliseconds)
English Persian
flex خم کردن
flex پیچ دادن
flex سیم نرم خم شو
flex سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
Other Matches
flex x خرج انفجار کتابی
flex x خرج انفجار ورقهای
flex hose شلنگ
armoured flex سیمزرهیتلفن
flex sleeve سیمروکشدار
flex support حافظسیمروکشدار
handset flex سیممتصلبهگوشی
swivel flex سیمروکشدارچرخان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com