Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English
Persian
floating fundation
پی شناور
Other Matches
floating
غوطه ور
floating
علامت عددی در عدد کسری که با یک نقط ه پس از اولین رقم و بعد توان نشان داده میشود. تا همه اعداد به حالت استاندارد نمایش داده شوند
floating
نشانه یا برچسبی که یک دستور یا کلمه مشخص را بیان میکند بدون توجه به محل آن
floating
محل مخصوص در رابط ه با آدرس مرجع
floating
نوک پرواز کننده
floating
عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
floating
پنجرهای که قابل انتقال به هر بخش صفحه باشد
floating
UPC ویژه که میتواند روی اعداد اعشاری به سرعت عملیات انجام دهد
floating
عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود
floating
عمل ریاضی روی عدد اعشاری
floating
غیر ثابت . حرفی که جدا از حرفی است که باید به آن وصل باشد
floating
صاف کردن
floating
شناور
floating
شناوری
floating
متحرک برروی اب
floating
مواج
floating
فاقدوسیله اتصال
floating
جابجا شده
floating
متغیر
floating
متحرک
floating
سیال مواج
floating
اضافی
floating
لیسه کردن
floating policy
بیمه نامه متغیر
floating rates
نرخهای بارهای دریایی
floating reamer
برقو یا جدار تراش متحرک
floating reserve
احتیاط سیال
floating point
ممیز شناور
floating point
با ممیز شناور
floating mine
مین سطحی
floating mine
مین شناور
floating mastic
ملاط قیری
floating mark
نقاط ایستگاه برجسته بینی
floating mark
نقاط مواج عکس هوایی
floating lines
خطوط مواج عکس هوایی
floating reserve
نیروی ذخیره احتیاط متحرک
floating reticle
عدسی مواج
floating reticle
تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
floating point
ممیز شناور
[ریاضی]
floating voter
فردیکهبههیچحزبسیاسیمتکینیست
floating population
جمعیتشناور
floating sleeve
آستینبلندآزاد
floating roof
سقفشناور
floating rib (2)
دندهآزادجناقسینه
floating head
تیغهمسطح
floating trade
تجارت دریایی
floating tool
ابزار متحرک
floating screed
شمشه گچی
floating ribs
دندههای ازاد
to stay floating
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
floating aquatics
ابزیان شناور
floating dock
حوض شناور
floating dock
حوضچه شناور تعمیر کشتی
floating debt
بدهی متغیر
floating crane
جرثقیل متحرک
floating charactep
دخشه شناور
floating cargo
باری که باکشتی حمل میشود
floating cargo
باری که دردریا است
floating capital
سرمایه متحرک
floating bridge
پل متحرک موقتی
floating bridge
پل شناور
floating bearing
یاطاقان نوسان دار
floating battery
باتری ذخیره
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
floating base
پایگاه شناور دریایی
floating axle
محور نوسان
floating audress
نشانی شناور
floating drydock
حوضچه شناور خشک
floating fender
زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
floating island
جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
floating lines
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating grid
شبکه شناور
floating light
انبان شناورچراغ دار
floating light
کشتی فانوس دار
floating kidney
کلیه متحرک
floating gyro
ژایرو شناور
floating harbour
لنگرگاهی که ازموج شکنهای شناورساخته باشند
floating point arithmetic
حساب ممیز شناور
floating-roof tank
مخزنسقفشناور
floating pontoon bridge
پل پونتون
floating point number
اعداد ممیز شناور
[ریاضی]
floating point basic
نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
free floating anxiety
اضطراب فراگیر
floating exchange rate
نرخ متغیرارز
floating exchange rate
نرخ شناور ارز
floating point rutine
روال ممیز شناور
floating point representation
نمایش با ممیز شناور
floating point operation
عملکردبا ممیز شناور
floating point operation
عملیات ممیز شناور
floating point number
عدد با ممیز شناور
floating point notation
نشان گذاری با ممیز شناور
floating point constant
ثابت ممیز شناور
floating tool holder
ابزارگیر متحرک
floating point calculation
محاسبات اعداد نمایی یا علمی
floating rate of exchange
نرخ شناور ارز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com