English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (7 milliseconds)
English Persian
folding chair صندلیتاشو
Other Matches
folding تاشو
folding تا شونده
folding چین خوردگی
folding روش hashing
my chair was next his صندلی من پهلوی صندلی اوبود
take the chair ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
take the chair ریاست انجمنی را دارا بودن
to take a chair نشستن
chair خرک
chair مقر
chair برکرسی یاصندلی نشاندن
chair کرسی استادی در دانشگاه
chair صندلی
folding money اسکناس پول کاغذی
folding machine دستگاه خم کاری
folding door در فانوسی
folding grill گوشتکبابکنتاشو
folding door در اکاردئونی
folding door درتاه شو
folding seat صندلی تاشو
folding knife کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
folding bicycle دوچرخه تاشو
folding stick چسبدوطرفه
folding shovel بیلتاشو
folding ramp سرازیریتاشو
folding press پرس خم کاری
folding ladder نردبان تاشو
folding rulers خط کش های تاشو [ابزار]
folding rule خط کش [ابزار]
folding ruler خط کش [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
folding rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding ruler متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding test ازمایش چین خوردگی
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
folding rulers خط کش های جیبی [ابزار]
chair-rail [قرنیز دور تا دور دیوار شبیه پایه ستون]
director's chair صندلیمدیر
typist's chair صندلیتایپیست
slide chair مقرغلافمتحرک
office chair مبل اداری
step chair صندلیپلهدار
types of chair انواعصندلی
Wassily chair صندلیفلزی
office chair صندلی اداری
cabriole chair مبلاستیل
sedan chair تخت روان یکنفره
boatswain's chair صندلی نقاله
fishing chair صندلی در قایق ماهیگیری
elbow chair صندلی دسته دار
rocking chair صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
high chair صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
deck chair صندلی حصیری تاشو
curule chair صندلی عاج نشان
curule chair کرسی عاج
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
electric chair اعدام بوسیله برق
an odd chair صندلی تکی
club chair صندلی دسته دار بزرگ
camp chair صندلی سفری صندلی صحرایی
an odd chair صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
arm chair صندلی دسته دار
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
camp chair صندلی تاشونده
arm chair صندلی راحتی
gestatoraial chair کرسی حامل پاپ
hammock chair صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
he has passed the chair ریاست داشته است
to fill the chair برکرسی نشستن
twisboat chair قایق- صندلی تابدار
easy chair صندلی راحت
walking chair چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
wheel chair صندلی چرخ دار
windsor chair صندلی دارای پشتی منحنی
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
morris chair صندلی راحتی
to fill the chair ریاست کردن
he nestles in the chair است
to bottom a chair ته انداختن بصندلی
rocking chair صندلی گهوارهای
swivel chair صندلی چرخان
night chair صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
he has passed the chair رئیس بوده است
he nestles in the chair در صندلی غنوده
folding meter stick خط کش [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
cross folding test ازمایش چین خوردگی عرضی
sliding folding window پنجرهتاشویمتحرک
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
folding nail file سوهانناخنتاشو
bean bag chair صندلیکیسهایراحتی
office swivel chair صندلی گردان اداری
concertina-type folding door درتاشو
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com