English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (1 milliseconds)
English Persian
folk ways راه و رسم قومی
Other Matches
folk مردم
folk گروه
folk قوم وخویش ملت
folk قوم
folk song سرودتوده
folk psychology روانشناسی قومی
folk etymology تغییرشکلی که مردم روی ذوق وتعبیرخودبکلمهای
folk etymology کلمه سازی توده
have it both ways <idiom> 2چیزداشتن
You cannot have it both ways . <proverb> نمى توانى هم این را داشته باشى هم آنرا .
you can't have it both ways. <idiom> نمی توانی هم خدا را بخواهی و هم خرما.
the old ways رسوم قدیم
the old ways رسمهای پیشین
ways سرسره
p.of the ways جایی که بایدیکی ازچندچیزرابرگزید
p.of the ways جای جداشدن چندراه
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
to change somebody's ways رفتار و کردار کسی را کاملا تغییر دادن
column ways راهنمای ستون
mend one's ways <idiom> اثبات عادت شخصی
parting of the ways جای جدا شدن چندراه
cut both ways <idiom> به هردوطرف دعوا رسیدگی کردن
He has relapsed into his old ways. فیلش یاد هندوستان کرده
To mend ones ways. خودرااصلاح کردن
ways and means طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
parting of the ways جایی که باید یکی از چندچیزرابرگزید
committee of ways and means کمیسیون مالی
He promised to behave ( mend his ways) قول داد آدم بشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com