English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
forced contract عقد مکره
Other Matches
open-ended employment contract [employment contract of unlimited duration] قرارداد کار بدون مدت
forced اجباری
forced تحمیلی
forced saving پس انداز اجباری
forced landing فرود اجباری
forced marching راه پیمایی اجباری
forced move حرکت اجباری شطرنج
forced movement حرکت اجباری
forced oscillations نوسانهای اجباری
forced sale فروش اجباری
He forced his way thru the crowd . بزور خودش رااز میان جمعیت رد کرد
A forced laugh. خنده زورکی
forced withrawal عقب نشینی اجباری
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
forced vibration ارتعاشات ناشی از تحریکات خارجی
unbalanced forced کمانکش به سوی خلاء
forced landing فرود اجباری هواپیما
forced sale فروش قانونی
forced choice گزینه- بایست
forced convection تبادل حرارت اجباری
forced crossing عبور اجباری از رودخانه
forced draft هوای با فشار
forced draft هوای تحت فشار
forced fantasy خیال فراخوانده
forced cooling خنک سازی چیزی
forced labor بیگاری
forced labour کار اجباری
forced labour بیگاری
forced labor کار اجباری
forced alternating current جریان متناوب فشرده
forced flood lubrication روغنکاری تحت فشار
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
forced induction engine موتور کمپرسور
forced page break قطع اجباری صفحه
forced warm-air system سیستمداخلیگرم کننده
contract منقبض شدن
contract with عقد کردن
by contract بطور مقاطعه
to contract something from somebody از کسی چیزی [بیماری] گرفتن
in contract طبق قرارداد
contract کنترات پیمان .
contract عقد
contract تعهد
contract پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
contract منقبض کردن
contract قرارداد بستن
contract دچارشدن
contract : پیمان بستن
contract قرردادبستن
contract مقاطعه کاری کردن
contract کنترات کردن منقبض کردن
contract منقبض شدن مخفف کردن
contract همکشیدن
contract پیمان
contract قرارداد
contract مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
contract مقاطعه
contract :قرارداد
all in contract قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
all in contract قراداد کلی
according to the contract no. ... طبق قرارداد شماره ...
parties to a contract طرفین قرارداد
lease contract عقد اجاره
lease contract اجاره نامه
labor contract قرارداد کار
parties to the contract متعاملین
optional contract خیاری
law of contract قانون قرارداد
parties to a contract طرفین متعاهدین
parol contract قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
marriage contract عقد نامه
optional contract مجازی
license contract قرارداد اجازه استفاده
optional contract عقد خیاری
operation of contract نفوذ قرارداد
open contract قرارداد غیر معین
open contract قرارداد باز
negotiated contract قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
multilateral contract قرارداد چند جانبه
marriage contract عقد نکاح
optional contract غیر واجب
parties to the contract طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
cottage contract نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
unconditional contract عقد منجز
unauthorized contract عقد فضولی
to guarantee a contract اجرای قراردادی راضمانت کردن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
to come within the scope of a contract در حیطه یک قرارداد بودن
to put to contract بمناقصه گذاشتن
the life of a contract مدت یک قرارداد
the contract is still valid خودباقی است
the contract is still valid قراردادباعتبار
stipulation of a contract مفاد قرارداد
social contract اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
unilateral contract قرارداد یک جانبه
Bilateral contract. پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
written contract پیمان نامه
we demand p in our contract ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
void contract عقد باطل
value cost contract پیمان بستن با قیمتهای پایه
validity of contract صحت قرارداد
validity of a contract اعتبار قرارداد
valid contract عقد صحیح
unilateral contract تعهد یک جانبه ایقاع
unilateral contract قراردادایقاعی
unilateral contract پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
social contract قرارداد اجتماعی
quasi contract شبه قرارداد
quasi contract شبه عقد
provisions of a contract مواد قرار داد
provisions of a contract شرایط قرار داد
privity of contract رابطه متعاقدین
privity of contract مسئولیت طرفین قرارداد
privity of a contract مسئوولیت طرفین قرارداد
privity in contract انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
prime contract قرارداد اصلی
performance of a contract اجرای قرارداد
parties to the contract طرفین عقد
quasi contract عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
social contract قرار داد اجتماعی
simple contract عقد منعقد درسند عادی
simple contract قرارداد شفاهی
service contract قرارداد خدماتی
service contract قرارداد انجام خدمت
service contract قرارداد خدمت
sales contract قرارداد فروش
reward contract عقد جعاله
revocable contract عقد مجاز
revocable contract عقد جایز
requirements of a contract مقتضای عهد
parties to the contract متعاقدین
irrevocable contract عقد لازم
contract of sale عقد بیع
contract guarantee ضمانتنامه قرارداد
contract for supply قرارداد جهت ارائه کالا
contract curve منحنی قرارداد
contract curve منحنی مبادله
contract control کنترل دینامیکی
contract control کنترل تغایر
contract clause شرط متعارف در هر قرارداد
conditions of contract شرایط قرارداد
contract guarantee ضمانت قرارداد
contract note سند قرارداد
contract of sale قرارداد فروش
contract of reward جعاله
contract of guarantee عقد ضمان
contract of guarantee ضمان عقدی
contract of farmletting قرارداد مزارعه
contract of farmletting مزارعه
contract of affreightment قراردادحمل
contract of affreightment قرارداد اجاره کشتی
contract note سند مقاطعه توافق نامه
conditional contract عقد معلق
conditional contract عقد مشروط
breach of contract تخلف از قرارداد
breach of contract نقض مفادقرارداد
breach of contract نقض قرارداد
bilateral contract قرارداد دو جانبه
based on a contract قراردادی
award a contract قراردادی را واگذار کردن
avoidance of a contract لغو یک قرارداد
assignment of contract انتقال قرارداد
completion of a contract انجام یک قرارداد
conclusion of a contract مبایعه
conclusion of a contract parties two between asale of
enter into a contract منعقد کردن عقد
enter into a contract عقد بستن
conclude a contract منعقد کردن عقد
conclude a contract عقد بستن
composition contract قرارداد ارفاقی
completion of contract امضای قرارداد
completion of a contract انجام دادن قرارداد
assignment of contract واگذاری قرارداد
futures contract قرارداد سلف
haulage contract قرارداد حمل و نقل
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
dishonour a contract قرارداد را محترم نشمردن
executed contract قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
executory contract عقد موجل
executory contract قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
cost plus contract قرارداد براساس قیمت تمام شده به اضافه درصدی به عنوان سود
formula of contract صیغه عقد
frustrated contract قراردادی که اجرای ان به دلیل دخالت وقایع غیر مترقبه غیر مممکن شده است قراردادعقیم شده
perform a contract قرارداد را اجرا کردن
frustration of contract بی نتیجه ماندن قرارداد
fulfill a contract قرارداد را اجرا کردن
futures contract قرارداد اینده
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
gratuitous contract عقد غیر معوض
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
contract work پیمانکاری
honour a contract قرارداد را محترم شمردن
contract record سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
inoperative contract عقد غیر نافذ
invalid contract عقد فاسد
illegal contract قرارداد غیر قانونی
contract specification مشخصات قرارداد
contract period مدت قرارداد
contract period دوره قرارداد
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com