English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English Persian
forcible entry ورود عدوانی
forcible entry هتک حرمت منازل
Search result with all words
forcible entry and detainer تصرف عدوانی
forcible entry and detainer ید عدوانی
To make a forcible entry into a building. بزور وارد ساختمانی شدن
Other Matches
forcible عدوانی
forcible اجباری
forcible شدید
forcible قوی
forcible موثر
forcible de ainer ضبط یا تصرف عدوانی
forcible feeble ادم ضعیفی که لاف زورمندی زند
re entry اعاده تصرف
re entry نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
re entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry ورود
re-entry اعاده تصرف
re-entry نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
re-entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
entry دخول
right of entry حق ورود
no entry ورودممنوع
re entry ورود
entry مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
entry ثبت
entry ادخال
entry ورود
entry راه راهرودر
entry مدخل
entry ثبت دردفتر ثبت
entry شرطبندی روی اسب معین ورود به اب
entry نقطه شروع پرش یا چرخش
entry شرکت کننده
entry فقره
entry قلم
entry عمل ورودی
entry در پایگاه دادههای یا کتابخانه
entry موقعیتی که باید پیش از ورود یک تابع انجام شود
entry چیزثبت شده یاواردشده قلم
entry اولین دستور اجرا شده در تابع فراخوانده شده
entry آدرسی که از آن یک برنامه یا تابع اجرا میشود
entry نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
entry ورود راهرو
post entry ثبت پس از موقع
make an entry ثبت کردن
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
port of entry مرز ورود کالا یا فرد به کشور
port of entry بندرمحل ورود
port of entry بندر مقصد
make an entry وارد کردن
entry doors در های ورودی
home use entry اعلامیه مصرف شخصی
home use entry اعلامیه مصرف
free entry ورود ازاد بنگاهها به صنعت
key entry دخول کلیدی
re entry vehicle نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
single entry حسابداری فردی
entry door در ورودی
entry door ورودی
lobby-entry مدخل
lobby-entry راهرو
gable-entry راهروی ورودی
head-first entry پرشباسر
feet-first entry پرشسیخی
undefined entry فقره تعریف نشده
to make an entry of وارد
to make an entry of کردن
to make an entry of ثبت
single entry حسابداری ساده
entry door در جلویی [ساختمان]
entry point نقطه دخول
entry group گروه واجد شرایط
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry fee مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
entry condtion شرط دخول
entry block کنده مدخل
ease of entry سهولت ورودبه یک صنعت
ease of entry سهولت ورود
double entry سیستم دفترداری دوبل
double entry دفتر داری مضاعف
deffered entry ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
data entry ثبت داده ها
data entry داده دهی
entry instruction دستورالعمل دخول
entry keydoard صفحه کلید ادخال
customs entry افهار یا اعلام ورود به گمرک
entry side جهت ورود
entry side جهت دخول
entry point نقطه ورود
barrier to entry منع ورود به صنعت
bill of entry افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
entry plan طرح دخول به سر پل
entry keydoard صفحه کلیدورودی
cost to entry هزینه ورود
entry line سطر ورودی
bill of entry افهارنامه ورودی
data entry ثبات داده ها ورود داده ها
entry plan طرح ورود به بندر
remote job entry ادخال کار از دور
to refuse somebody entry [admission] کسی را در مرز برگرداندن
to refuse somebody entry [admission] اجازه ندادن ورود کسی [به کشوری]
customs entry form افهارنامه گمرکی
end lobby-entry مدخل
forceble entry and detainer هتک حرمت منازل
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
double entry table جدول دو سویی
remote job entry وارد کردن کار از راه دور ورود برنامه از راه دور
law of prior entry قانون تقدم ورود
entry level jobs شغلهای غیر تخصصی
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
forceble entry and detainer تصرف عدوانی
data entry form فرم ورودی داده ها
direct data entry داده دهی مستقیم
data entry mode حالت ثبت داده ها
data entry device دستگاه داده دهی
data entry specialist متخصص داده دهی
data entry operator متصدی داده دهی
clear-entry key کلیدصفحههوشیار
fast data entry control کنترلدخولاطاعاتسریع
fine data entry control کنترلدخولاطلاعاتعالی
facilitator [of illegal migration/immigration / entry] [British E] قاچاقچی آدم [در سر مرز]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com