Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English
Persian
fore cabin
اطاق جلو کشتی
Other Matches
cabin
جایگاه
cabin
دهلیز جنگی دهلیز
cabin
اطاقک
cabin
اطاق کوچک
cabin
اتاق کوچک قایق
cabin
خوابگاه
cabin
کلبه
cabin
کابین
cabin crew
کارکن کابین
[هواپیما]
cabin attendant
مهماندارهواپیما
passenger cabin
کابینمسافران
first-class cabin
قسمتclass_first
cabin cruisers
قایق تفریحی
cabin cruisers
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
cabin cruiser
قایق تفریحی
cabin cruiser
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure cabin
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
cabin blower
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
cabin altitude
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
telephone cabin
کیوسک تلفن
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
cabin scooter
قفسه متحرک
cabin supercharger
کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
cabin pressure altimeter
ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
allowable cabin load
بار مجاز هواپیما
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
to the fore
هویدا
at the fore
<adv.>
در پیش
fore
<adv.>
در مقابل
fore
<adv.>
جلو
to the fore
موجود
to the fore
فی المجلس
fore
<adv.>
در پیش
at the fore
<adv.>
در جلو
fore
<adv.>
در جلو
at the fore
<adv.>
جلو
fore
[جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
to the fore
فراهم
to come to the fore
قسمت مهم درکاری داشتن
to the fore
معلوم
fore and after
کشتی شراعی که دو یا چند دگل دارد
at the fore
در جلوی کشتی
fore
جلوی قایق
fore
فریاد هشدار به نفر جلو زمین در مورد گوی که بسمت اومیرود
fore
: پیشوندبمعنی پیش و جلو قبلا وپیشروها و واقع در جلو
fore
قبلی
fore
جلوی درجلو
fore
پیشین
at the fore
<adv.>
در مقابل
to come to the fore
جلوامدن
fore
:پیش
fore arm
ارش
fore and aft
امتداد سینه تا پاشنه ناو
fore front
نمای اصلی
fore and aft
واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
fore arm
ساعد
fore edge
لبهجلوییکتاب
fore castle
قسمت سینه ناو
fore check
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
fore-topmast
بالاتریننقطهدکل
fore exercise
تمرین مقدماتی
fore foot
کیل ناو در پاشنه
fore and aftring
مجموع بادبانهای کشتی
fore brain
پیش مخ
fore blow
پیش دمیدن
fore guy
martingale
fore end aft
درطول قایق
upper fore topsail
قسمتبالاییبزرگبادبانچهارگوش
critcal fore pressure
فشار حد خلاء بحرانی
fore royal sail
بالاترینقسمتبادبان
fore-royal mast
دکلاصلیکشتی
fore and aft cap
کلاه دو طرف لبه دار
lower fore topsail
بالاترینقسمتبادبانچهارگوش
fore and aft center line
خط مرکزی سراسری
lower fore topgallant sail
بادبانتحتانیجلویدکلکشتی
upper fore topgallant sail
قسمتبالاییبادبانچهارگوش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com