Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English
Persian
forming attachment
تجهیزات تراش پروفیل
Other Matches
forming up
تجمع و سازمان دادن یکان جمع شدن
forming
شکل گیری
forming
فرم کاری
forming
شکل دادن
forming up
تجمع
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
hot forming
شکل دهی در حالت گرم
vaccum forming
شکل دادن در خلاء
land forming
شکل دادن زمین
hand forming
شکل دادن فلزات تورق پذیر باابزارهای دستی و بلوکهای دقیق
forming work
فرمکاری
forming property
قابلیت شکل پذیری
forming die
حدیده شکل دهی
explosive forming
شکل دادن انفجاری
forming force
قوه تغییر شکل
forming method
روش تغییر شکل
acid forming element
عنصر اسیدی
acid forming element
عنصر اسیدساز
rules for forming plurals
قواعد جمع بندی
rules for forming plurals
ایین جمع بندی
forming of battery plates
اماده سازی صفحات باتری
cold forming property
قابلیت شکل دهی
image forming system
سیستم تصویر سازی
hot forming property
خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
automatic forming machine
دستگاه قالب بندی خودکار
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
AT Attachment
واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا -CD ROM به کامپیوتر
attachment
توقیف کردن ضمیمه
re attachment
توقیف مجدد
AT Attachment
واسط استانداردی که به -CD ROM یا یا درایو نوار اجازه اتصال به پورت ATA میدهد
AT Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
re attachment
در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
AT Attachment
گونه مشابهی از واسط SCSI که تحت نام IDE شناخته شده است
attachment
حکم توقیف
attachment
توقیف
attachment
منتصب کردن یکانها انتصاب
attachment
متعلقات زیر امر قرار دادن
attachment
وسایل وابسته
attachment
ضبط کردن زیر امر
attachment
دلبستگی
attachment
حکم دلبستگی
attachment
ضبط
attachment
دنبال
attachment
ضمیمه الصاق
attachment
تعلق
attachment
ضبط ضمیمه
attachment
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
attachment
فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود
attachment
وسیلهای که به دلیل خاصی به ماشین وصل است
attachment
وابستگی
attachment
ضمیمه
attachment
گرداوری
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
attachment
پیوستگی
grinding attachment
تجهیزات سنگ سمباده
turning attachment
تجهیزات تراشکاری
to be subject to an attachment
مشمول توقیف بودن
writ of attachment
قرار توقیف
blending attachment
اتصالهمزدن
writ of attachment
حکم توقیف
foreign attachment
توقیف دارایی شخص بیگانه یاغائب ازمحل دارایی
attachment of property
توقیف مال
attachment of earnings
توقیف درامد
attachment plug
دوشاخه وسایل برقی
attachment of debt
توقیف طلب
attachment plug
دوشاخه ارتباط
drilling attachment
متعلقات مربوط به مته کاری
dividing attachment
دستگاه مقسم
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
Advanced Technology Attachment
حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
Advanced Technology Attachment
واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
Advanced Technology Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment
واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر
pattern milling attachment
تجهیزات فرز مدل
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
die sinking attachment
تجهیزات فرز حدیده
cutter grinding attachment
تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
cam turning attachment
تجهیزات تراش بادامک
cam grinding attachment
تجهیزات سنگ زنی قوسی
back drilling attachment
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
magazine feeding attachment
تجهیزات تغذیه مخزن
maximum recording attachment
دستگاه ضبط کننده حداکثر
adjustable conduit attachment fixture
آویز متحرک
What soes not endure does not merit attachment .
<proverb>
آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com