English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
forwarded جلو
forwarded پیش
forwarded ببعد
forwarded جلوی گستاخ
forwarded جسور
forwarded فرستادن رساندن
forwarded جلوانداختن
forwarded بازی کن ردیف جلو به جلو
forwarded ارسال کردن
forwarded به جلو
forwarded فرمان پیش پیش
forwarded به پیش
forwarded به سمت سینه
forwarded مهاجم
forwarded فوروارد
forwarded جلو قایق
forwarded سلف
forwarded بیع سلف
forwarded نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
forwarded روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded عمل پل
forwarded که یک بسته داده را از یک بخش در بخش دیگر کپی میکند
forwarded ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
forwarded <adj.> <past-p.> ارسال شده
forwarded <adj.> <past-p.> فرستاده شده
forwarded <adj.> <past-p.> تحویل شده
forwarded <adj.> <past-p.> داده شده
forwarded <adj.> <past-p.> سپرده شده [داده شده]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com