Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (8 milliseconds)
English
Persian
four man team
تیم چهار نفره
Search result with all words
team
گروه
team
گروهه
team
دسته
team
دست جفت
team
یک دستگاه
team
تیم
team
دسته درست کردن
team
بصورت دسته یاتیم درامدن
team
گروهان تقویت شده
team
تیم گروهانی
army assault team
تیم هجومی نیروی زمینی
battalion landing team
تیم پیاده شونده گردانی
battalion landing team
تیم ساحلی گردان
boat team
تیم قایق اب خاکی
boat team
تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
brigade landing team
تیم پیاده شونده تیپی
central planning team
تیم طرح ریزی مرکزی
chief programmer team
سرپرست یک تیم برنامه نویسی
combat control team
تیم کنترل رزمی
combat team
تیم رزمی
combat team
گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combined arms team
تیم مرکب
combined arms team
تیم رستههای مرکب
company team
تیم گروهانی
company team
تیم مرکب
control and assessment team
تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
double team
تیم دونفره
embarkation team
تیم یا قسمت مخصوص کمک به سوار شدن یا بارگیری
expansion team
تیم تازه وارد به لیگ
factory team
تیم کارخانه اتومبیل سازی
first team
تیم اصلی
functional team
تیم اجرایی
functional team
تیم عمل کننده
heavy fire team
تیم اتشهای زمینی سنگین
helicopter team
تیم سوار بر هلی کوپتر
team up
توحید مساعی کردن
light fire team
تیم اتش سبک
light fire team
تیم دو هلی کوپتره
member of the national team
عضو تیم ملی
mobile training team
تیم اموزشی سیار
pararescue team
تیم تجسس و نجات
programming team
تیم برنامه نویسی
special team
تیم ذخیره ها
specialty team
تیم ذخیره ها
team area
محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
team foul
خطای مهم
team game
بازی گروهی
team handball court
زمین بازی هند بال
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
team line up
به صف ایستادن تیم
team pursuit
مسابقه تعقیبی تیمی
team roping
مسابقه تیم 2 نفره گاوبازی جهت کمنداندازی و بستن گاودر حداقل وقت
team teaching
تدریس گروهی
team tennis
بازیهای مختلف تنیس
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
team-mate
همگروه
team-mate
یار
team-mates
همگروه
team-mates
یار
team bench
نیمکتبازیکنان
team shirt
لباستیم
team spirit
روحیهوفاداریمابینیکتیم
The future of the team is shrouded in uncertainty.
آینده این تیم بلاتکلیف است.
work team
دسته
work team
گروه کار
Both of us will make a good team.
ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
crisis team
گروه ضد بحران
prosecution team
تیم دادرسی
team up
هم دست شدن
[در کار]
team up
تشریک مساعی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com