English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
free a voluntary فاعل مختار
Other Matches
voluntary اختیاری
voluntary داوطلبانه به خواست
voluntary دواطلبانه
voluntary عمدی افراز ملک با تراضی شرکا
voluntary <adj.> داوطلبانه
voluntary عمد
voluntary ارادی
voluntary confession اعتراف داوطلبانه
voluntary exercise حرکات اختیاری
voluntary conveyance انتقال اختیاری بلاعوض
voluntary confession اقرارداوطلبانه
voluntary assignment واگذاری اختیاری
voluntary assignment انتقال ارادی
voluntary partition افراز با رضایت یا سازش طرفین
voluntary act فعل عمدی
voluntary partnership شرکت اختیاری
voluntary training اموزش داوطلبانه
voluntary waste تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
voluntary settlement صلح غیرمعوض
voluntary manslaughter قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
voluntary settlement صلح محاباتی
voluntary savings پس اندازهای اختیاری
voluntary movement حرکت ارادی
voluntary unemployment بیکاری ارادی
free <adj.> دست و دلباز
free in and out بدون هزینه تخلیه و بارگیری
free for all زدوخوردهمگانی
free for all داد وبیداد
You are free to go now. اکنون آزادید بروید.
free رها
free will طیب خاطر
free will ازادی اراده
free will اختیاری
free will اختیار
free will اراده ازاد
having free will فاعل مختار
free-for-all اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free بازیگر ازاد
free مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
free حرکت قایق در جلو باد
free کمی محدودیت نوع اسلحه
free ترخیص کردن میدانی
free بطور مجانی ازادکردن
free مجاز منفصل
free-for-all مسابقه بین این اسبها
free ازاد
free مطلق
free مستقل
free اختیاری مختار
free مجانی
free رایگان سخاوتمندانه
free روا
free جایز
free ازادکردن
i did that of my own free will این کار را کردم
having free will ازادکار
free پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
free موجود در دیسک یا حافظه
free آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
free پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free بخشودن
free تحویل
free فاقد
i did that of my own free will به میل خود
guns free توپها اتش باختیار
free zone منطقه ازاد
free verse شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه
free volume حجم ازاد
free trader بدون گمرک
free trader تجارت ازاد
free tower برج پرش ازاد
free tower برج ازاد
free turbine توربین ازاد
free throw پرتاب بدون مانع برای یار
free throw پاس بدون مانع
free throw پرتاب ازاد
free throw پنالتی
free thought ازادی فکر لامذهب
free vortex گرداب ازاد
free zone منطقه ازاد تجاری
free WAIS گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
mean free path مسافت ازاد میانگین
mean free for scattering مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
leave someone free to مخیر گذاشتن کسی
free zone منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free world کشورهای غیرکمونیست
free world جهان ازاد
free with ones money ولخرج
free wheeling خلاصی
mean free path مسافت ازاد متوسط
heart free ازاد ازقید عشق
free wheeling حالت خلاصی
free wheeling بازی بدون نقشه قبلی
free wheel حرکت بدون رکاب زدن
heart free مبرا از عشق
free of cost مجانی
free on truck تحویل کالا روی کامیون
free oscillation نوسان ازاد
free person حر
free play بازی ازاد
free play ازاد
free play لق
free play بدون محدودیت
free position روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
free radical رادیکال ازاد
free recall یاداوری ازاد
free redical بنیان ازاد
free rocket موشک ازاد
free on rail تحویل کالا روی قطار
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free of cost مفت
free of duty معاف از عوارض گمرکی
free of expense مجانی
free of expense بیخرج
free of particular average معاف از خسارات جزئی
free of tax بدون مالیات
free on boand فوب
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
free on board بدون هزینه حمل تا روی وسیله نقلیه
free on quay تحویل دراسکله
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on rail تحویل در راه اهن
free rocket موشک غیر هدایت شونده
free rotation چرخش ازاد
free safety مدافع در منطقه ضعف
free stream جریان ازاد
free support تکیه گاه ازاد
free surface سطح اب ازاد
free surface مخازن ازاد اب
free surface سطح ازاد
free swimming شناور
free swimming قادر به شنا
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
free thinker وبه مذهب بی اعتنا است .
free thinkers ازاد فکران
free thinkers افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
free thinking ازادی از قیود مذهب
free spool چرخیدن ازاد قرقره ماهیگیری
free spokenness ساده گویی
free sample نمونه مجانی
free silver مقدار نقره ازاد یک مسکوک
free skating قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
free space فضای ازاد
free space فضای خالی
free spillweir سرریز ازاد
free spoken رک گو
free spoken ساده گو
free spoken بی پرده
free spoken بی محابا
free spokenness رک گویی
free thought وارستگی از مذهب
obsolescence free دستگاه متروک
free rider آدم انگل
tax-free <adj.> معاف از مالیات
tax-free <adj.> بدون مالیات
Free Classicism [سبک باستانری قرن نوزدهم انگلیس]
free from taxes <adj.> بدون مالیات
free rider آدم لاشخور
free rider آدم مفت خور
barrier-free بدون حائل
free from taxes <adj.> معاف از مالیات
Free Gothic احیای سبک گوتیک
Free style [سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Free Tudor [سبکی که به شکل ستوندار سبک تئودور و الیزابت است.]
trouble-free <adj.> بدون زحمت
problem-free <adj.> بدون زحمت
parallax-free <adj.> بدون اختلاف منظر
problem-free <adj.> بدون دردسر
trouble-free <adj.> بدون دردسر
free-handed, <adj.> دست و دلباز
postage-free <adj.> حمل رایگان
free shipping <adj.> حمل رایگان
postage-free <adj.> ارسال رایگان
free shipping <adj.> ارسال رایگان
postage-free <adj.> ارسال مجانی
free shipping <adj.> ارسال مجانی
parallax-free <adj.> بدون اختلاف در رویت
post free بدون نیاز به تمبر زدن
free-range آزادچر
free-range خانگی
free-standing خودایستا
free-standing غیرمتصل
free-standing مجزا
free-standing مستقل
free-standing آزاد
fat-free بدونچربی
free house مغازهایکهچندیننوعآبجومیفروشد
weapons free جنگ افزار اتش به اختیار فرمان اتش به اختیار درپدافند هوایی
to set free ازادکردن
the free list صورت کالای بی گمرک
running free خلاص کار کردن
running free بادبانی با باد پاشنه
sailing free باد ازاد
set free ازاد کردن
setting free عتق
setting free ازاد کردن برده
stimulus free محرک- نابسته
tax free بخشوده از مالیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com