English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (5 milliseconds)
English Persian
from beginning to end ازابتداتا انجام
from beginning to end ازاول تا اخر
Search result with all words
beginning اغاز
beginning ابتدا
beginning شروع
beginning حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginning نشانه آغاز یک رشته داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا نوار
beginning بخشی از ماده که شروع ناحیه ضبط یک نوار مغناطیسی را می سازد
beginning قسمت اول
beginning of tape marker علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوارنشان میدهد
eternity without beginning ازل
pasteternity beginning ازل
in the beginning دراغاز
in the beginning درابتدا
This is only the beginning. این تازه اول کتاب است
From beginning to end. From first to last . از اول تا آخر
The child is beginning to talk. بچه دارد زبان باز می کند
At the beginning of the month (year). سر ماه ( سال )
At the beginning of the month (year). سرش ؟ بسنگ خورد
I am beginning to realize ( understand ) . کم کم دارم متوجه می شوم
She is beginning to lose her looks . قیافه اش را دارد از دست می دهد
I'm beginning to get scared [hungry] . آهسته آهسته به ترس می افتم [گرسنه می شوم] .
at [in] the beginning در آغاز [درابتدا ]
at the very beginning از همان اولش
beginning of the month اول ماه
It marked the beginning of a war. این آغاز جنگ بود.
to start from the beginning [to start afresh] از آغاز شروع کردن
from the beginning از اول
beginning of message شروع پیغام
beginning of message شروع پیام
beginning of negotiations شروع مذاکره
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com