Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
frontal association area
منطقه ارتباطی پیشانی
Other Matches
frontal
پیشانی
frontal
قدامی
frontal
روبرو
frontal
تمامرخ
frontal
از جلو
frontal
جبههای
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
frontal attack
تک جبههای
frontal lobe
لب قدامی مغز
frontal lobe
قسمت قدامی دونیمکره مخ
frontal bone
استخوان پیشانی
frontal plane
سطح تاجی
frontal lobe
قطعه پیشانی
frontal sinus
سینوسجلویی
frontal attack
حمله جبههای
frontal lobe syndrome
نشانگان قطعه پیشانی
orbital frontal cortex
قشر پیشین حدقهای
association
همباش
association
اجتماع
association
پیوند ارتباط
association
شرکت
association
هم خوانی
association
وابستگی وابسته سازی
association
امیزش
association
تداعی معانی تجمع
association
پیوستگی
association
معاشرت اتحاد
association
تجمع
association
انجمن
association
تداعی
clang association
تداعی اوایی
association of ideas
تداعی معانی
trade association
تشکیلات صنفی
trade association
انجمن صنفی
memorandum of association
اساسنامه شرکت
memorandom of association
اساسنامه شرکت
memorandum of association
شرکتنامه تجاری
argument association
وابسته سازی نشانوند
article of association
اساسنامه شرکت
housing association
انجمنخانهیابیبهقیمتنازلتر
residents' association
انجمنشورایمحل
producers association
انجمن تولید کنندگان
association of ideas
تداعی اندیشه ها
bar association
کانون وکلا دادگستری
association time
زمان تداعی
association nuclei
هستههای ارتباطی
association test
ازمون تداعی
association school
مکتب تداعی
backward association
تداعی وارونه
association psychology
روانشناسی تداعی گرا
association pathway
گذرگاه ارتباطی
association method
روش تداعی
association neuron
نورون ارتباطی
association football
اتحادیه فوتبال
bar association
کانون وکلا
association by contiguity
تداعی از راه مجاورت
artieles of association
شرکت ناور
association areas
مناطق ارتباطی
free association
تداعی ازاد
association coefficient
ضریب ارتباط
association cortex
قشر تداعی
association croquet
کروکه انگلیسی
articles of association
اساسنامه
association croquet
مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
forward association
تداعی رو به جلو
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
word association test
ازمون تداعی واژه ها
association for women in computing
متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
savings and loan association
صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
parent-teacher association
انجمناولیاومربیان
association for women in computing
سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
association for computing machinery
بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
association for system management
یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
association in information systems
professionals
association in information systems
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
special libraries association
انجمن کتابخانههای مخصوص
e f t a (european free trade association
فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
e f t a (european free trade association
پرتقال دانمارک
european free trade association
A .T.F.E
e f t a (european free trade association
اتریش
data processing management association
انجمن مدیریت پردازش داده
national computer graphics association
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
e f t a (european free trade association
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
e f t a (european free trade association
سویس نروژ
e f t a (european free trade association
سوئد
international air transport association
اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
no-go area
منطقهممنوعه
area
پهنه
area
پهنک
area
جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
area
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
area
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
area
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
area
بخشی از حافظه یا کد که برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است
area
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
area
مساحت
area
شاخه
[دانشی]
area
رشته
[دانشی]
I know the area more or less .
کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
area
قلمرو
area
حوزه
area
منطقه
area
ناحیه
area
فضا
area
سطح
area
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area
محوطه
area
مساحت سطح
area
سطح مقطع
area
عرصه
rendezvous area
منطقه تجمع موقت
rendezvous area
نقطه الحاق یکانها
reserved area
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
pyramidal area
ناحیه هرمی
rainfall area
پهنه باران
rainfall area
منطقه بارش ناحیه بارندگی
rear area
منطقه عقب
forward area
منطقه جلوی رزم
rendezvous area
وعده گاه
rendezvous area
منطقه تجمع
rendezvous area
موضع انتظار
intermediate area
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
irrigable area
زمین قابل ابیاری
lethal area
منطقه کشندگی
lethal area
منطقه تلفات
living area
منطقه زندگی
lodgment area
منطقه استقرار
lodgment area
منطقه استراحت یا فرود در سر پل
input area
ناحیه ورودی
industrial area
منطقه صنعتی
longtour area
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
magazine area
محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
intake area
منطقه ابگیر
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
keel area
ناحیه برجسته جانبی تیرک زیر هواپیماهای دریایی که اغلب زیر سطح اب قرارمیگیرد
kill area
منطقه کشندگی
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
landing area
منطقه فرود
landing area
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
interference area
ناحیه ی تداخل امواج
launching area
منطقه به اب زدن ناوها
launching area
محل پرتاب موشک
marketing area
منطقه توزیع کالا
impact area
منطقه اصابت گلوله ها
output area
ناحیه
output area
خروجی
output area
ناحیه خروجی
overflow area
ناحیه سرریز
piston area
سطح پیستون
playing area
محدوده زمین
position area
منطقه مواضع
gross area
پهنه ساختمان
prohibited area
منطقه منع اتش
half area
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
open area
فضای ازاد
impact area
محل اصابت
homogeneous area
منطقه هموارو بدون پست و بلندی
military area
منطقه نظامی
military area
حوزه جغرافیایی نظامی
motor area
ناحیه حرکتی
mounting area
منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
homogeneous area
منطقه یکدست
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
germinal area
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
residential area
ناحیه مسکونی
user area
فضای مخصوص استفاده کننده
contest area
زمینمسابقه
games area
محوطهبازی
hitting area
سطحضربه
loading area
قسمتلودینگ
maintenance area
قسمتنگهداریوتنظیم
parking area
فضایپارکینگ
picnic area
منطقهپیکنیک
precipitation area
منطقهبارش
area of ice
منطقهپوشیدهازیخ
area codes
کد سه رقمی
area code
کد سه رقمی
vital area
منطقه حیاتی
vulnerable area
منطقه اسیب پذیر
vulnerable area
منطقه اسیب پذیری هدف
wernicke's area
ناحیه ورنیکه
winding area
سطح سیم پیچی
wing area
مساحت بال
agreement area
سطح مورد قرارداد
work area
ناحیه کاری
pressed area
ناحیهفشردهشده
rest area
منطقهاستراحت
area of a circle
مساحت دایره
[ریاضی]
area of a disc
مساحت صفحه
[قرص شکل]
[ریاضی]
area of a circle
مساحت صفحه
[قرص شکل]
[ریاضی]
area of a triangle
مساحت مثلث
girthed area
سطح جانبی
[ریاضی]
area of a disc
مساحت دایره
[ریاضی]
safety area
مهرهایپشتدست
threshing area
محلکوبیدن
working area
محوطهاستخراج
grey area
جنبهگنگقضیهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com