Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (3 milliseconds)
English
Persian
fully-fledged
انجام تمام وکمال
Other Matches
new fledged
تازه پر در اورده
full-fledged
کامل
full-fledged
بالغ رسیده
full-fledged
تکامل یافته
full fledged
بالغ رسیده
full fledged
تکامل یافته
full fledged
کامل
fully
حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل
fully
کاملا
fully
از قبیل هر قطعه نوری یا نهانی
fully
تخته مدار که همه قط عات را در یک محل دارد
fully
تماما
fully
سیر
fully responsible
مکلف
fully-grown
رشدکاملکرده
well done
[fully cooked]
<adj.>
کاملا پخته
[برای گوشت]
[غذا و آشپزخانه]
fully cooked
<adj.>
کاملا پخته
[برای گوشت]
[غذا و آشپزخانه]
fully paid
که حقوق خودراتمام میگیرد
fully automatic
کاملا" خودکار
fully automatic
تمام اتوماتیک
fully qualified
جامع الشرایط
fully empovered
دارای اختیارات تام
fully authorized
تام الاختیار
The place was fully packed .
گوش تا گوش آدم نشسته بود
It hast fully registered with her .
درود گرم وصمیمانه
The project is not fully developed yet.
این طرح هنوز پخته وآماده نیست
fully automatic machine
تمام اتومات
fully automatic machine
دستگاه تماما"خودکار
fully formed characters
کاراکترهای چاپی
fully formed character
کاراکتر تمام شکل یافته
fully hydraulic machine
دستگاه تماما " هیدرولیکی
fully ionized plasma
پلاسمای تمام یونیزه
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog .
مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
Fully exposed (over-exposed)to the sun.
درسینه آفتاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com