Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
fundamental period vibration
دوره اصلی ارتعاش
Other Matches
fundamental vibration
ارتعاش اصلی
fundamental
اولیه
fundamental
اصل
fundamental
اساس
fundamental
اساسی
fundamental
اصلی
fundamental
بنیادی
fundamental
ابتدایی
fundamental
پایه
fundamental
اصولی مقدماتی اساسی
fundamental
پایهای
vibration
لرزش ماساژ دادن
vibration
نوسان
vibration
لرزش
vibration
تردید
vibration
جنبش
vibration
ارتعاش
vibration
لرزه نوسان
vibration
ارتعاشات
per vibration
نوسان داخلی بتن
vibration
اهتزاز
Fundamental ( radical) changes.
تغییرات اساسی وعمده
fundamental unit
یکای بنیادی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
fundamental units
یکاهای بنیادی
fundamental research
علم پایه
fundamental research
علم بنیادی
fundamental forces
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
fundamental interactions
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
fundamental forces
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
fundamental unit
واحدهای اصلی
fundamental frequency
بسامد اصلی
fundamental skill
مهارت بنیادی
the four fundamental operation
چهارعمل اصلی
fundamental particles
ذرات بنیادی
fundamental interactions
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
fundamental rules
قواعدیاقوانین اساسی
fundamental colors
رنگهای اصلی
amplitude of vibration
دامنه ارتعاش
vibration excitation
تحریک نوسان
harmonic vibration
ارتعاش هماهنگ
bending vibration
ارتعاش خمشی
forced vibration
ارتعاشات ناشی از تحریکات خارجی
forbidden vibration
ارتعاشات ممنوع
vibration damper
میراکننده نوسان
energy of vibration
انرژی ارتعاش
energy of vibration
انرژی ارتعاشی
electromagnetic vibration
ضربه گر الکترومغناطیسی
damped vibration
ارتعاش میرا
breathing vibration
ارتعاش تنفسی
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
scissoring vibration
ارتعاش قیچی وار
natural vibration
نوسان ازاد
twisting vibration
ارتعاش رقاصکی
torsional vibration
ارتعاش پیچشی
torsional vibration
نوسان پیچشی
mode of vibration
شیوه ارتعاش
molecular vibration
ارتعاش مولکولی
natural vibration
نوسان طبیعی
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
vibration sense
حس ارتعاش
stretching vibration
ارتعاش کششی
sound vibration
ارتعاش صوتی
vibration absorption
میرایی نوسان یا ارتعاش
vibration amplitude
دامنه ارتعاش
vibration damper
نوسانگیر
vibration energy
انرژی ارتعاشی
lattice vibration
ارتعاش شبکه
symmetry vibration
ارتعاش متقارن
vibration damping
میرایی نوسان
vibration galvanometer
گالوانومتر ارتعاشی
wagging vibration
ارتعاش جنبانهای
fundamental operation of arithmetic
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
fundamental motor pattern
انگاره بنیادی حرکت
five fundamental economic questions
پنج سوال اساسی اقتصادی : چه چیز تولید شود
five fundamental economic questions
چه مقدار تولید شود
five fundamental economic questions
چگونه تولید شود
five fundamental economic questions
چه کسانی تولیدکنند
five fundamental economic questions
و چگونه توزیع شود
fundamental motor pattern
الگوی بنیادی حرکت
A fundamental (slight) difference.
اختلاف اساسی ( جزئی )
anti-vibration handle
دستهضدلغزش
free harmonic vibration
ارتعاش هارمونیک ازاد
self excited/induced vibration
نوسان خودالقایی
one of the
[basic]
fundamental tenets of democracy
یکی از اصول پایه
[اساسی]
دموکراسی
period
مدت
period
عصر
off period
مدت نارسانایی
period
گردش
period
نوبت ایست
period
موقع
period
وقت روزگار
period
گاه
period
دوره زمان
on period
مدت رسانایی
period
مدت زمان
period
دوره تناوب
period
دوران
period
روزگار نوبت
period
دوره تناوبی
period
زمان
period
لحظه
period
نقطه
period
دوره
period
تناوب
period
آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
period
عادت ماهانه
period
زمان تناوب پریود
period
نوبت مرحله
period
زمان تناوب دوره
period
منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
period
کمال
period
طمث
period
گذشت زمان
at a later period
بعدها
period
فاصله زمان
period
مکث
period
نقطه پایان جمله
at a later period
در موقع دیگر
period
جمله کامل
period
پایان
period
قاعده زنان
period
نتیجه غایی
period
حد
short period
دوره کوتاه
probationary period
دوره ازادی مشروط
sidereal period
دوره تناوب نجومی
pulse period
تناوب پالس
sidereal period
پریودنجومی
time period
گذشت زمان
second long period
تناوب بزرگ دوم
probationary period
دوره ازمایشی
production period
دوره تولید
reasonable period
مدت معقول
refractory period
دوره بی پاسخی
remainder of the period
باقیمانده مدت
rest period
دوره استراحت
retrace period
دوره بازگشت
right for a prescribed period
رقبی
scan period
دورهء پویش
retention period
دوره ابقا
synodic period
month lunar
Safavid period
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
synodic period
دوره تناوب هلالی
transattack period
زمان اجرای تک اتمی
transattack period
مدت ادامه تک اتمی
transition period
دوره گذار
transition period
دوره انتقال
three-month period
دوره سه ماهه
three-month period
سه ماه
wave period
زمان تناوب امواج دریا
For a period of one month.
به مدت یک ما ؟
time period
دوره زمان
synodic period
پریودهلالی
quarterly period
سه ماه
the girls of the period
دختران امروزی
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
to put a period to
بپایان رساندن
time period
فاصله زمان
quarterly period
دوره سه ماهه
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final .
همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
practice period
دوره تمرین
latency period
دوره نهفتگی
guarantee period
دوره ضمانت
grace period
دوره مهلت
germinal period
دوره نوجنینی
first long period
تناوب بزرگ اول
financial period
دوره مالی
extra period
وقت اضافی
earthquake period
دوره تناوب زلزله
design period
مدت طرح
guarantee period
مدت تضمین
gurantee period
دوره نگهداری تاسیسات
gurantee period
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
period of incubation
دوره نهفتگی
infection period
دوره نهفتگی
induction period
دوره انگیزش
incubation period
دوره رشد نهفته
impluse period
زمان تناوب ضربه جریان
idle period
پریود بی باری
idle period
زمان توقف
idle period
دوره استراحت
curfew period
ساعات منع عبور و مرور
curfew period
ساعات خاموشی
critical period
دوره شاخص
blocking period
دوره وقفه
base period
زمان مبنا
action period
دوره کنش
cooling-off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره ملایمت
cooling off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
budget period
دوره بودجه
budget period
زمان بودجه
coking period
زمان کک سازی
critical period
دوره بحرانی
cooling period
زمان بازار خراب کن
cooling period
زمان انتظار
control period
مدت زمان کنترل و بررسی اماد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com