English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English Persian
fundamental rules قواعدیاقوانین اساسی
Other Matches
to r against the rules بقوانین پشت پا زدن
fundamental اصولی مقدماتی اساسی
fundamental پایهای
fundamental ابتدایی
fundamental اولیه
b rules قواعدی در یک سیستم تولید به عقب
to use these rules از این قاعده ها استفاده کردن
under these rules بموجب این قوانین
fundamental پایه
rules روش آزمایش پیام ورودی برای وضعیتهای خاص
rules قواعد بازی
fundamental اصلی
rules وعملیات روی آنها
fundamental بنیادی
fundamental اصل
fundamental اساس
fundamental اساسی
Fundamental ( radical) changes. تغییرات اساسی وعمده
ground rules قوانینپایهایواساسی
transformational rules مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند
the four fundamental operation چهارعمل اصلی
standing rules مقر رات
standing rules مقر ره
standing rules نظامات
selection rules قواعد گزینش
rules of engagement روشهای درگیری پدافند هوایی
rules of road قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
rules of procedure نظامنامه داخلی
rules of procedure قوانین مربوط به روش جاری
rules of procedure روش جاری
rules of football قوانین یا قواعد فوتبال
rules of the roads قوانین دریانوردی
fundamental research علم بنیادی
fundamental research علم پایه
fundamental interactions نیروهای بنیادی [فیزیک]
the rules of protocol قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
fundamental interactions اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
fundamental forces اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
fundamental forces نیروهای بنیادی [فیزیک]
rules of engagement قوانین درگیری
fundamental skill مهارت بنیادی
rules of the roads قوانین راه
golden rules قاعده زرین
fundamental particles ذرات بنیادی
slide rules خط کش ریاضی
fundamental colors رنگهای اصلی
fleming's rules قواعد فلمینگ
slide rules خط کش مهندسی
slide rules خط کش محاسبه
competition rules قوانین رقابت
commutation rules قواعد جابجایی
fundamental unit واحدهای اصلی
fundamental frequency بسامد اصلی
fundamental unit یکای بنیادی
inland rules مقررات حرکت در ابهای داخلی
inland rules قوانین داخلی
infraction of rules نقض قوانین
rules committee کمیته قوانین
hund rules قواعد هوند
hague rules قوانین لاهه
rules of chess قوانین شطرنج
fundamental vibration ارتعاش اصلی
fundamental units یکاهای بنیادی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
rules of decorum اداب
precendence rules قواعد تقدم
five fundamental economic questions پنج سوال اساسی اقتصادی : چه چیز تولید شود
rules for forming plurals ایین جمع بندی
rules for forming plurals قواعد جمع بندی
five fundamental economic questions چه مقدار تولید شود
five fundamental economic questions چگونه تولید شود
five fundamental economic questions و چگونه توزیع شود
fundamental period vibration دوره اصلی ارتعاش
A fundamental (slight) difference. اختلاف اساسی ( جزئی )
fundamental motor pattern الگوی بنیادی حرکت
marquis queensberry rules مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
fundamental operation of arithmetic چهار عمل اصلی [ریاضی]
fundamental motor pattern انگاره بنیادی حرکت
five fundamental economic questions چه کسانی تولیدکنند
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
one of the [basic] fundamental tenets of democracy یکی از اصول پایه [اساسی] دموکراسی
To break the law (rules , regulations). قانون شکنی کردن
Pay attention to the house rules [hazard statements] . توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com