English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (6 milliseconds)
English Persian
gas works کارخانه گاز
gas works کارخانه تولید گاز
Search result with all words
works of art کار هنری
works of art اثرهنری
works کارخانه
public works تاسیسات عام المنفعه
public works امورعام المنفعه
public works فواید عامه
public works کارهای ساختمانی همگانی
apple works اپل ورکس
balance earth works یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
brick works اجر پزی
brick works اجر سازی
civil engineering works بناهای مهندسی ساختمانهای مهندسی ساز
civil works امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
clerk of the works سرکارساختمانی
clerk of the works استادکار
dye works کارخانه رنگ سازی
emergency works کارهای اضطراری
engineering works کارخانه ماشین سازی
ex works تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
ex works یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
gas works tar قطران کارخانه گاز
he works better او بهتر کار میکند
incidental works کارهای اتفاقی
iron and steel works ذوی اهن و فولاد
lead works کارخانه سرب گدازی
lime works اهکپزی
microsoft works مایکروسافت ورکس
mintster of public works وزیر فوائدعامه
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
miscellaneous works کارهای مختلف
plaster works گچکاری
plaster works گچبری
poetical works دیوان شعر
poetical works اثار شعری
poetical works اثارمنظوم
preliminary works کارهای مقدماتی
salt works کارخانه نمک سازی
temporary works کارهای موقت
works inspector بازرس کارخانه
works inspector بازرس کارگاه
works superintendent مدیر کارخانه
road works ahead جادهدردستاحداثاست
sewage works استفادهازفاضلاببهعنوانکود
A series of city improvement works. یکرشته کارهای عمرانی شهری
He works day and night (round the clock). روز وشب کارمی کند
Construction works . عملیات ساختمانی
He always works best under pressure . اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
shoot the works <idiom> از هیچ تلاشی مضایقه نکردن
in the works <idiom> درتدارک
He works as engineer. او [مرد] به عنوان مهندس کار می کند.
if it works اگر بشه
if it works اگر این کار با موفقیت انجام شود
sewage works {sg} تصفیه خانه فاضلاب
The works include 4 volumes. این کتاب چهار جلد است.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com