English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (7 milliseconds)
English Persian
gas-cooled reactor رآکتورگازسرد
Search result with all words
nuclear reactor پیل اتمی
nuclear reactor راکتور هستهای
nuclear reactor واکنشگاه هستهای
reactor عامل واکنش
reactor عامل عکس العمل
reactor راکتور
reactor دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
reactor چوک
reactor پیچک
reactor واکنشگاه
atomic reactor واکنشگاه اتمی
breeder reactor زایشگر
breeder reactor راکتور زاینده
chemical reactor واکنشگاه شیمیایی
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
convertor reactor راکتوری که مواد شکافت پذیررا تولید و هم مصرف میکند
current limiting reactor پیچک کاهنده
fission reactor واکنشگاه هستهای
fission reactor واکنشگاه اتمی
fusion reactor راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
fusion reactor راکتور فوریونی
gas cycle reactor راکتور با مدار گردش گازی مسدود
input reactor پیچک ورودی
input reactor سلف ورودی پیچک ماقبل
interphase reactor پیچک متعادل کننده
line charge compensation reactor پیچک جبرانگر
line charge compensation reactor پیچک متعادل کننده
open cycle reactor system سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
protective reactor راکتانس محافظ
reactor control کنترل راکتور
reactor output توان راکتور
boiling-water reactor راکتورآبجوش
heavy-water reactor رآکتورآبسنگین
pressurized-water reactor رآکتورفشارآب
reactor building ساختمانرآکتور
reactor core هستهرآکتور
reactor tank مخزنرآکتور
reactor vessel مجرایرآکتور
fast breeder reactor رآکتورهستهایکهبیشترازمصرفخود"پلوتونیوم "تولیدمیکند
to shut down a reactor راکتوری را از کار انداختن
to shut down a reactor راکتوری را خاموش کردن
Other Matches
cooled چاییدن
cooled خنک
cooled سرد
cooled خونسرد خنک کردن
cooled ارام کردن
air cooled engine موتور پیستونی که گرمای تلف شده ان به وسیله پره ها یا تیغههای دور سیلندرمستقیما به جریان هواانتقال مییابد
air cooled transformer مبدل هوایی
water cooled transformer مبدل ابی
p made with starch and cooled یخ دربهشت
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
air cooled oil cooler نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com