English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English Persian
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
Other Matches
hanger on وابسته
hanger on متکی بر
hanger on انگل
hanger on موی دماغ
hanger on مفت خور
hanger-on انگل
hanger اویزان کننده معلق کننده
hanger اعلام کننده
hanger جارختی
hanger چنگک لباس
hanger اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger-on مفت خور
coat hanger جالباسی
pot hanger قلاب دیگ
paper hanger کاغذ دیواری چسبان
basket hanger بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
hobble hanger جایزینکردن
hanger bracket قلابمعلق
cliff hanger چنگک باریک کوهنوردی
hanger loop جایآویز
cliff hanger مطلب یا داستان جالب
cliff-hanger مطلب یا داستان جالب
cliff-hanger چنگک باریک کوهنوردی
coat hanger جارختی
basket hanger مفت خور
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
and gate مدار AND
and gate دریچه و
gate مدخل
Gate ورودی به باند
down gate راهگاه پایین دست
not and gate دریچه نا- و
not gate دریچه نا
not gate دریچه نقیض
not or gate دریچه نا- یا
or gate دریچه یا
or gate دریچه OR
nor gate دریچه نایا
saw gate چارچوب اره
take out gate دریچه ابگیر ابیاری
nor gate دریچه نقیض یا
gate سوزن اتصال به یک FET
gate دروازه
gate گیت
gate در بزرگ
gate مدخل دریجه سد
gate وسایل ورود ورودیه
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate دروازه شروع اسکی
gate دریچه
gate محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate راه تغذیه لشعلث
nonequality gate دریچه نابرابری
lich gate راهرو
roller gate دریچه غلطان
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
logic gate دروازه منطقی
majority gate دریجه اکثریت
nand gate دریچه نقیض و
nand gate دریچه ناو
lich-gate راهرو سرپوشیده
pouring gate دریچه ریزش
pouring gate تغذیه قالب
gate-leg پایهدروازهایشکل
lower gate دروازهپائینی
ring gate دهانهحلقوی
spillway gate درخروجآبسطحسد
upper gate دروازهبالایی
wicket gate دهانهدریچه
gate money پولبلیطورودیه
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
xor gate دریچه یای ضمنی
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
railroad gate درب ورودی راه اهن
sluice gate ابگیره
sluice gate اب بند
sluice gate دریچه
starting gate دروازه شروع
tainter gate دریچه قطائی
tainter gate دریچه لولادار
threshold gate دریچه استانهای
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
bifurcation gate دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
equivalence gate دریچه هم ارزی
equivalence gate دریچه معادل
exclusive nor gate دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate دریچه یای انحصاری
exclusive or gate دریچه یای انحصاری
flap gate دریچه یک طرفه
flood gate ابگیره
flood gate بندسیلگیر
flood gate سد دریچهای
equality gate برابر سازی
equal gate دریچه برابری
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate لامپ پیام گذار
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
check gate دریچه تنظیم
color gate دریچه پیام رنگی
complement gate دریچه متمم ساز
cow gate چراگاه گاو
elementary gate دریچه مقدماتی
gate keeper دروازه بان
elementary gate دریچه ابتدایی
gate crasher میهمان ناخوانده
gate electrode الکترود دریچهای
gate valve شیر کشویی
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
head gate دریچه فوقانی کانال
head gate دریچه بالادست سد
inclusive or gate دریچه یای شامل
indicator gate دریچه شاخص
gate valve شیر قطع جریان
gate tube لامپ دریچهای
gate transition شیر فلکه تبدیل
discharge gate دریچه تخلیه
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate leaf بدنه دریچه سد
gate meeting انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
jet flow gate دریچه با سرلوله
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
mitre gate recess دریچهتنفسشمار
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
master gate valve مدخلدریچهاصلی
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
gate-leg table میزپایهدروازهای
jet flow gate فشاراین دریچه زیاداست
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com